اجتماعى آنها قرار گرفتند و از احكام و مزاياى اخلاقى مسلمين و وجوه برّيّه و غنائمشان برخوردار شدند ، و اندكى بدين منوال گذشت و همين كه به اين حال دلگرم شدند و پنداشتند كه ديگر هيچ خطرى آنان را تهديد نمىكند ، خداوند آنها را ميراند و كور و سرگردان در تاريكىهاى برزخ و قيامت رها كرد .
« صُمٌّ بُكْمٌ عُمْىٌ »
يعنى : پس منافقان از شنيدن دعوت حق و انذار پيامبران و آواى كتاب كريم كرند و غيرمتأثر ، و از اعتراف و اظهار ندامت از سوابق كفر و فسق و از اظهار تسليم گنگاند و لال ، و از مشاهدهء آيات الهى در ملكوت آسمانها و آفاق زمين و انفس خود كورند و غيرمتذكر .
« فَهُمْ لَايَرْجِعُونَ »
يعنى : پس آنها هرگز به ترك ضلالت و شقاوتى كه خريدهاند و باز پس گرفتنِ هدايت و سعادتى كه از دست دادهاند باز نمىگردند .
أَوْ كَصَيِّبٍ مِنَ السَّماءِ فيهِ ظُلُماتٌ وَ رَعْدٌ وَ بَرْقٌ يَجْعَلُونَ أَصابِعَهُمْ في آذانِهِمْ مِنَ الصَّواعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ وَ اللّهُ مُحيطٌ بِالْكافِرينَ ( 19 )
يَكادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصارَهُمْ كُلَّما أَضاءَ لَهُمْ مَشَوْا فيهِ وَ إِذا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قامُوا وَ لَوْ شاءَ اللّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَ أَبْصارِهِمْ إِنَّ اللّهَ عَلى كُلِ شَيْءٍ قَديرٌ ( 20 )
لغت و اعراب :
صيّب : باران بسيار تند و رگبار ، يا ابر بارانزا . اصلش صَيْوب است مانند سيّد و جيّد كه سَيْود و جَيْود بوده و واو آن تبديل به ياء شده است . و آن عطف است به « الذى استوقد » به تقدير مضافى مانند اصحاب ، يعنى او كاصحاب صيّب . رعد : صداى ابر ، و برق جهش آن است . صواعق : جمع صاعقه و آن آتشى است كه از ابر با رعد شديد فرود مىآيد و در فارسى « آذرخش » گويند . خَطَفَ الشَىءَ : ربود آن را ، و خَطَفَ البصرَ : نور چشم را ربود و ديدِ آن راگرفت .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 43
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٤٣