و مراد از عدم هدايت اين است كه خدا توفيقات تكوينى و الهامات غيبى و يارىهاى باطنى خود را كه در حق مؤمنان انجام مىدهد شامل آنها نمىكند نه آن كه توبهء آنها را نمىپذيرد . و اگر مقصود عدم پذيرش توبه باشد باز محذورى نيست ، زيرا ملاك اين حكم ظلم است و تا ظالم اند مشمول هدايت نمىشوند .
« أُوْلئِكَ جَزَآؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللَّهِ وَالمَلَآئِكَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ »
خلود در لعنت و عذاب براى مرتدان
يعنى : كيفر و جزاى اين گروه اين است كه لعنت و نفرين خدا و فرشتگان و همهء مردم مسلمان بر آنها باد ، يا براى آنها ثابت است . زيرا آنچه در كتاب الهى از لعن كفار و ظالمان آمده و آنچه بر زبان مردمان صالح جارى مىگردد ، شامل حال آنها نيز هست . و يا آن كه مراد ، اخبار از مصداق خارجى لعنت است كه عذاب دنيا و كيفر آخرت است .
لعنت فرشتگان ، برخى انشائى و لفظى است مانند فرشتگانى كه موظف به دعا و ثنا و نفرين و لعناند ؛ و برخى تكوينى است مانند فرشتگانى كه در دنيا و آخرت براى آن ظالمان اجراى عذاب كيفرى مىكنند .
« خَالِدِينَ فِيهَا لَا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلَا هُمْ يُنْظَرُونَ »
آنها در آن لعنت ، جاودانند . يعنى در طول عمر مشمول لعنتهاى انشائىاند و پس از مرگ ، در عذاب ابدى خدايند . هيچگاه آن عذاب از آنها تخفيف نمىيابد و هرگز مورد نظر لطف و احسان خدا قرار نمىگيرند ، و يا عذاب آنها پس از محكوميت ، تأخير نمىافتد ، و يا آنها را در خلال عذاب ، تنفّس و مهلتى نخواهد بود . نعوذ باللَّه منها .
« إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا مِنْ بَعْدِ ذلِكَ »
يعنى : مگر كسانى كه پس از آن كفر و ظلم توبه كردند . يعنى مگر عالمانى كه پس از انكار نبوت پيامبر و تحريف تورات و انجيل و گمراه نمودن پيروان خود بازگشتند ، خواه آنان كه در آن عصر بودند يا در اعصار بعدى ، و توبه كردند يعنى به اسلام ايمان آوردند و به تحريف دو كتاب اعتراف كردند . و همچنين مرتدّين فطرى و ملى از ارتداد خود بازگشتند و توبه نمودند .
« وَأَصْلَحُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ »
يعنى : و باطن خود را به وسيلهء عقايد صالحه ، و ظاهر خود را به واسطهء اعمال نيكو ، كه اولى از شرايط توبه و دومى از آثار و لوازم آن است اصلاح نمودند . پس جز اين نيست كه خداوند بسيار