لغت و اعراب :
منع ستمكارى از هدايت
كيف استفهام انكارى است . شهدوا عطف است به ايمانهم بهتقدير « بعد أن امنوا و شهدوا » . أنّ عليهم اخبار باشد يا انشاء ، به هر حال خبر جزاؤهم است و مجموع آنها خبر اولئك .
تفسير :
« كَيْفَ يَهْدِى اللَّهُ قَوْماً كَفَرُوا بَعْدَ إِيمَانِهِمْ وَ شَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَ جَآءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ »
سه آيهء اول شامل حال دو طايفه است :
يك - گروهى همانند سران و عالمانى از يهود و نصارا و پيروان آنها پيش از اسلام كه طبق تصريح تورات و انجيل ، و معرفى كامل آن دو كتاب از محمّد صلى الله عليه و آله و اوصاف و كتاب و دينش به او ايمان آوردند ، ولى پس از بعثت و ظهور او به اقتضاى هوا و هوس و حبّ جاه و مال كفر ورزيدند .
دو - هر شخصى كه پس از اسلام و پذيرش دين و قرآن مرتد گردد ، خواه فطرى باشد يعنى وقت تولد او والدينش هر دو يا يكى از آنها مسلمان بوده و خود او نيز اسلام را پذيرفته و سپس كافر شده ، يا ملى باشد كه از كفر والدين وارد اسلام شده و دوباره كافر شود .
معناى آيه : چگونه خداوند هدايت كند گروهى را كه پس از آن كه ايمان آوردند و گواهى دادند كه اين فرستادهء خدا ، يعنى محمّد بن عبداللَّه صلى الله عليه و آله ، حق است و به دست آنها دلايل روشنى از كتابهاى آسمانى خود و توصيههاى پيامبرانشان و ادلّه و معجزات و قرآن پيامبر اسلام رسيده ، كفر ورزيدند ؟ !
« وَاللَّهُ لَا يَهْدِى الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ »
يعنى : و خداوند گروه ستمكاران را هدايت نمىكند . اشاره به اينكه هر دو گروه فوق ظالماند .
اما گروه اول - چه ستمى بالاتر از ستمى است كه علماى يهود و نصارا كردند و به وسيلهء انكار دعوت محمّد صلى الله عليه و آله و تحريف لفظى و معنوى تورات و انجيل ، ملتى را كه رفتهرفته جهان را پر كردهاند به انحراف كشاندند و تا ظهور مهدى موعود عليه السلام نيز در تزايدند و پس از آن هم تتمهء آنها تا دامنهء قيامت هر چند به نحو اهل ذمّه خواهند ماند .
و اما گروه دوم - چه ظلمى بدتر از اين كه كسى پس از پذيرش اسلام و قيام ادلّهء روشن بر حقانيت آن مرتد شود و راه باطل را انتخاب نمايد ؟