آن هم محتمل است .
در كتب تفسيرى فريقين در ذيل اين آيه آمده : كسانى كه پيامبر اسلام آنها را به عنوان ابناء و نساء و انفس براى مباهله حاضر كرده بود حسن و حسين و فاطمه و على بن ابى طالب عليهم السلام بودند ، و امام صادق عليه السلام فرمود : پيامبر اسلام نصارا و علماى نجران را دعوت به مباهله كرد كه هر يك از دو طرف دروغ بگويد لعنت خدا بر او نازل گردد . گفتند به انصاف سخن گفتى . پس قرار بر مباهله گذاشتند و چون به منازل خود باز گشتند سرانشان به يكديگر گفتند : اگر فردا محمّد همراه اصحابش با ما مباهله كند مباهله مىكنيم ، و اگر با اهلبيت و نزديكانش حاضر شود او راستگوست و هرگز نبايد با وى مباهله كرد . و چون فردا محمد صلى الله عليه و آله را ديدند كه همراه اميرالمؤمنين و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام است از مردم معرفى آنها را خواستند ، به آنها گفته شد : او پسر عمو و داماد و وصىّ اوست و آن زن فاطمه دختر اوست و آن دو حسن و حسين فرزندان او هستند .
نصاراى نجران از مباهله منصرف شدند و قرارداد جزيه بستند .
إِنَّ هذا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُّ وَ ما مِنْ إِلهٍ إِلَّا اللّهُ وَ إِنَّ اللّهَ لَهُوَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ ( 62 )
فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللّهَ عَليمٌ بِالْمُفْسِدينَ ( 63 )
لغت و اعراب :
هذا اشاره به قصهء عيسى است . قَصَّ عليه الخبرَ - از باب نَصَر - : نقل كرد بر او خبر را . و قَصَص مصدر به معناى مفعول است يعنى حديث و سرگذشت .
تفسير :
« إِنَّ هذَا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُّ »
يعنى : اين قصه و سرگذشت كه از عيسى و تولد او باز گو كرديم به يقين همان سرگذشت حق و ثابت عيسى است . يعنى نه آنچه نصارا مىگويند كه او خداست و خود به زمين نزول كرده ، يا جزئى از خدا يا فرزند خدا يا موجود مقدسى است كه خدا در وى حلول كرده ، كه همه باطل و اعتقاد افراطى و باور پليد است ؛ و نه آنچه يهود تهمت مىزنند و دربارهء او و مادرش مىگويند ، كه تفريط و اعتقاد نارواست .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 378
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٧٨