تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦
تفسير : « إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِندَ اللَّهِ كَمَثَلِ ءَادَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ كُن فَيَكُونُ » چون نصاراى نجران به حضور پيامبر اسلام رسيدند در گفتگوهايشان سخنى از الوهيت عيسى به ميان آوردند و چنين استدلال كردند كه چون عيسى بدون پدر موجود شده ، بايد خدا باشد . در اين آيه خداوند به آنها جواب نقضى گفته ، بدين بيان كه اگر موجود شدن انسانى بدون پدر ، سبب الوهيت او شود ، بايد آدم ابوالبشر نيز خدا باشد بلكه خدايى برتر و والاتر از عيسى ، چرا كه او نه پدر داشت و نه مادر . معناى آيه : به يقين مَثَل و صفت عيسى در نزد خداوند همان مَثَل و صفت آدم است كه او را نيز از خاك آفريد سپس به او گفت : باش ، يعنى موجود شو ، او هم موجود شد . ظاهر آيه ، تشبيه عيسى به آدم از دو جهت است : اول در كيفيت آفرينش جسم و تنظيم و تركيب بدن او ، زيرا فرشتگان در به دو خلقتِ آدم ، همهء اجزاى كوچك و بزرگ او را با تمام اختلافات ماهوى و شكلى ساختند و تركيب بندى نمودند تا هيكل كامل آدم محقق و آمادهء ولوج روح شد ، نظير انسانى كه تازه روح از بدنش بيرون رفته باشد . دوم در دميدن روح در آن كه از حالت جمادى در آمد و انسان زنده شد . جملهء « خلقه من تراب » اشاره به جهت اول و « ثم قال له كن » اشاره به جهت دوم است ، و عيسى در هر دو امر شبيه آدم بود . يعنى نخست فرشتگان بدن عيسى را در ميان رحم مادر در حدّ جنينِ مهياى خروج ، در يك لحظه يا در چند ماه ساختند و سپس روح خدايى در آن دميده شد . و البته ساختن اين بدن كوچك و لطيف در رحم و آن پيكر بزرگ و ضخيم در بيرون رحم براى فرشتگان يكسان و بسيار سهل و آسان بود . و حاصل جواب از نصاراى نجران اين است كه : اين است عيسى بن مريم كه جسم و روحش هر دو مخلوق خدا و از جانب اوست ، پس چگونه مىتواند خدا باشد ؟ و گرنه بايد آدم نيز خدا باشد و آنها خود معترف‌اند كه او خدا نبود . « الْحَقُّ مِن رَبِّكَ فَلَا تَكُن مِنَ الْمُمْتَرِينَ » يعنى : اين مطلب حق كه دربارهء عيسى و مادرش بازگو كرديم از جانب پروردگار توست . و يا آن كه هر كلام حق و هر مطلب حقّى دربارهء هر موضوعى باشد از جانب پروردگار توست ، پس