قالَتْ رَبِ أَنّى يَكُونُ لي وَلَدٌ وَ لَمْ يَمْسَسْني بَشَرٌ قالَ كَذلِكِ اللّهُ يَخْلُقُ ما يَشاءُ إِذا قَضى أَمْرًا فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ ( 47 )
وَ يُعَلِّمُهُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ التَّوْراةَ وَ اْلإِنْجيلَ ( 48 )
لغت و اعراب :
مَسَّ الشىءَ - از باب نَصَر - : با قوهء لامسه آن را درك كرد . ولد : فرزند ، كه بر مفرد و جمع و مذكر و مؤنث اطلاق مىشود . كذلك خبر مبتداء محذوف است به تقدير « الأمر كذلك » و يا متعلق به يخلق است . قضى الشىء : آن را محكم ساخت ، كار را به پايان رساند . و مراد از آن در اينجا ارادهء انجام چيزى است .
تفسير :
« قَالَتْ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِى وَلَدٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِى بَشَرٌ »
خطاب مريم به پروردگار خود در جواب بشارتى كه فرشتگان دادند بدين جهت است كه اراده و كلام فرشتگان ، عين اراده و كلام پروردگار است ، و با فرض اين كه فرشتگان سلسله مراتب دارند و عدّهاى مثلًا تحت ارادهء جبرئيل و عدّهاى تحت ارادهء عزرائيل و ميكائيل و اسرافيل هستند باز همان قانون جارى است ، يعنى ارادهء مأموران عين ارادهء آمر ، و ارادهء او عين ارادة اللَّه است و همه مانند ابزار كار براى ارادة اللَّه است و لذا هيچ معصيتى از آنها صادر نمىشود . و اين مطلب نظير نسبت كار اعضاى بدن به روح است ، مانند ديدم و شنيدم و گفتم و رفتم .
معناى آيه : مريم گفت : پروردگارا چگونه و از چه راهى مرا فرزندى خواهد بود در حالى كه بشرى با من تماس نگرفته و مرا لمس نكرده است ؟ ! و اين استفهام براى تعجب و اظهار استبعاد است .
« قَالَ كَذلِكِ اللَّهُ يَخْلُقُ مَا يَشَآءُ إِذَا قَضَى أَمْراً فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ »
يعنى : خداوند يا فرشته گفت : مطلب همينطور است ، كسى با تو تماس نگرفته ، لكن خدا هر چه را بخواهد مىآفريند ، و هرگاه كارى را حتمى بيند جز اين نيست كه به او مىگويد : « باش » پس او بلافاصله « مىباشد » . يعنى هرگاه علم ازلى الهى به موجود شدن هر چيزى تعلّق گرفت خواه كوچك نظير ذرات اتم ، يا بزرگ مانند كهكشانها و كرات آسمان ، يا در حد متوسط آن دو مانند وجود جنين انسانى در رحم زن ، به او مىگويد : « موجود شو » او هم موجود مىشود . و ذكر كلمهء
تفسير روان (فارسى) — صفحة 366
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٦٦