تفسير :
« هُنَالِكَ دَعَا زَكَرِيَّا رَبَّهُ قَالَ رَبّ هَبْ لِى مِن لَدُنكَ ذُرّيَّةً طَيّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَآءِ »
يعنى : در آنجا يا در آن حال و زمان بود كه زكريا پروردگار خود را خواند . زكريا پس از ديدن حالت خاص مريم و عرفان و معنويت و عبادت او و معجزه و رحمت و نعمت خدا دربارهء او ، از پروردگار خود چنين خواست ، گفت : پروردگارا از جانب خويش به من فرزندى پاكيزه عطا كن ، زيرا تو شنواى دعايى .
ظاهراً مراد زكريا از طيّب بودن فرزند علاوه بر واجديت مراحل ايمان و اخلاق و عمل ، كمالاتى است كه در مريم مصفّاة ديده بود ، مثل زهد در دنيا ، حسن عبادت ، روابط معنوى با حق و محبوبيت عامه .
« فَنَادَتْهُ الْمَلَآئِكَةُ وَ هُوَ قَآئِمٌ يُصَلِّى فِى الْمِحْرَابِ أَنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيَى »
يعنى : پس فرشتگان - يعنى بعضى از آنها كه ظاهراً جبرئيل امين بوده - او را در حالىكه در محراب عبادتش ايستاده نماز مىكرد ندا كردند كه اى زكريا ، خداوند تو را به يحيى مژده مىدهد ، يعنى به فرزند پسرى كه نامش يحيى است .
« مُصَدّقَاً بِكَلِمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَسَيّدًا وَحَصُورًا وَنَبِيًّا مِنَ الصلِحِينَ »
يعنى : فرزندى كه تصديق كنندهء كلمهاى از جانب خداست ، يعنى او مصدّق آن عيسى خواهد بود كه خدا او را در رحم مادرش با گفتن كلمهء « كُن » خلق نموده . و آن فرزند ، سيّد قوم خود و سالار و بزرگ و عالم و سرپرست آنها خواهد بود . و او حَصور است ، يعنى سخت نگهدارندهء نفس خود از هوا و هوس و هر گناه و كار باطل است ، و او پيامبرى از تبار صالحان و شايستگان خواهد بود .
« قَالَ رَبّ أَنَّى يَكُونُ لِى غُلمٌ وَقَدْ بَلَغَنِىَ الْكِبَرُ وَامْرَأَتِى عَاقِرٌ »
طبق گفتهء مفسران ، در آن ايام ، از عمر زكريا قريب صد سال و از عمر همسرش قريب نود سال مىگذشت و زمان توالدشان بر حسب عادت گذشته بود . و زكريا استبعاد توالد را در خود به كِبَر سن و در همسرش به نازا بودن نسبت داده ، اشاره به اينكه گذشت سن در مرد سبب فرزنددار نشدن و در زن سبب نازايى مىشود . و ممكن است همسرش از ابتدا نيز نازا بوده است .
معناى آيه : زكريا گفت : پروردگارا چگونه براى من پسرى خواهد بود در حالىكه مرا پيرى رسيده و همسرم نازاست ؟
« قَالَ كَذَ لِكَ اللَّهُ يَفْعَلُ مَا يَشَآءُ »
تفسير روان (فارسى) — صفحة 361
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٦١