و بر خلاف اشتراط ذكوريت در سدانت بيت ، او را به خدمت بيت پذيرفت و او را رويش و رشد داد ، رويش جسمى به اينكه بدنش را سالم و محفوظ از آفات نمود و وسايل تغذيهء مناسب را فراهم كرد ، و رويش روحى به اينكه وسايل تكامل دينى و معارف الهى را بهواسطهء احبار و رهبان و زكريا فراهم نمود و او هم رشد نيكو كرد .
« وَكَفَّلَهَا زَكَرِيَّا كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِندَهَا رِزْقًا »
يعنى : و خداوند او را به زكريا سپرد و زكريا را سرپرست و كفيل تربيت و تعليمش نمود . هر زمان كه زكريا بر او در جايگاه شريف عبادت او وارد مىشد در نزد او رزقى مىيافت ، يعنى نوعى از روزى متناسب انسان عابد ، از آب و ميوه و نان و گوشت هر چند در غير فصل آنها بود .
« قَالَ يمَرْيَمُ أَنَّى لَكِ هذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَن يَشَآءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ »
يعنى : زكريا گفت : اى مريم ، اين روزى براى تو از كجاست و چگونه پيدا شده است ؟ - در حالىكه روزى غيرمتعارف و در غير فصل و در حالى است كه درهاى محراب بالاتر از سطح زمين قرار گرفته و با چندين قفل بسته است ؟ ! - مريم گفت : آن از جانب خداوند است ، حقّاً كه خداوند هر كس راكه بخواهد روزى بىحساب مىدهد ، يعنى روزى وافر بىشمار ، يا بدون استحقاق و به نحو تفضّل ، يا بدون پاداش و عوض .
هُنالِكَ دَعا زَكَرِيّا رَبَّهُ قالَ رَبِ هَبْ لي مِنْ لَدُنْكَ ذُرّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَميعُ الدُّعاءِ ( 38 )
فَنادَتْهُ الْمَلائِكَةُ وَ هُوَ قائِمٌ يُصَلّي فِي الْمِحْرابِ أَنَّ اللّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيى مُصَدِّقًا بِكَلِمَةٍ مِنَ اللّهِ وَ سَيِّدًا وَ حَصُورًا وَ نَبِيًّا مِنَ الصّالِحينَ ( 39 )
قالَ رَبِ أَنّى يَكُونُ لي غُلامٌ وَ قَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ وَ امْرَأَتي عاقِرٌ قالَ كَذلِكَ اللّهُ يَفْعَلُ ما يَشاءُ ( 40 )
لغت و اعراب :
هنالك اشاره به زمان و مكان است . طيّب : مطابق طبع و آنچه حواسّ ظاهر يا روح انسان از آن لذت ببرد ، پرخير و بركت . عاقِر : زن نازا ، مردى كه بچهدار نمىشود . كذلك اللَّه خبر مبتداى محذوف است يعنى « الأمر كذلك » . اللَّه يفعل مبتدا و خبر است .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 360
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٦٠