تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
« وَإِنّى سَمَّيْتُهَا مَرْيَمَ وَإِنّى أُعِيذُهَا بِكَ وَذُرّيَّتَهَا مِنَ الشَّيْطنِ الرَّجِيمِ » يعنى : حنّه گفت : خدايا من اين مولود را « مريم » ناميدم و به يقين او را و ذرّيّهء او را از شرّ شيطان رانده شدهء درگاهت در پناه تو قرار مىدهم . فَلَمّا وَضَعَتْها قالَتْ رَبِ إِنّي وَضَعْتُها أُنْثى وَ اللّهُ أَعْلَمُ بِما وَضَعَتْ وَ لَيْسَ الذَّكَرُ كَاْلأُنْثى وَ إِنّي سَمَّيْتُها مَرْيَمَ وَ إِنّي أُعيذُها بِكَ وَ ذُرّيَّتَها مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجيمِ ( 36 ) لغت و اعراب : بقبول حسن به تقدير « فَقَبِلَها » است . نباتاً مفعول مطلق « نبتَتْ » مقدّر است ، يعنى « فنبتَتْ نباتاً حسناً » . انّى استفهام از مكان و نيز به معناى كيف است . محراب : انسان شجاع و جنگجو ، شريف‌ترين محل از خانه ، محراب مسجد . تفسير : « فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا » مفسّران گفته‌اند : مادر مريم او را پس از تولد در قنداقى پيچيد و نزد احبار يهود و عالمان و عابدان كنيسه برد و گفت : اين نوزاد فرزند عمران و نذرىِ كنيسه است ، خودتان تحويل بگيريد . احبارِ آن روز از پذيرش وى استقبال كردند ، زيرا عمران پدر وى رهبر دينى و صاحب حرمت و محبوبيت در نزد آنها بود ، از اين رو همگى به اخذ او سبقت كردند . زكريا كه شوهر خالهء او بود ادّعاى اولويت تربيت او را كرد ، احبار نپذيرفتند و بالاخره كار به قرعه كشيد و قرعه به نام زكريا اصابت كرد . زكريا به نام او خانه‌اى بساخت و دايه‌اى بگرفت كه شايد همان خالهء وى و عيال خودش و مادر يحيى بود . تا آن‌گاه كه مريم بزرگ شد و به حدّ بلوغ رسيد ، زكريا براى او جايگاه عبادتى به نام محراب ساخت و همانند كعبه درب آن را قدرى بالاتر قرار داد كه همه توان ورود نداشته باشند ، و غذا و آب را خود هر روز براى او مىبرد . معناى آيه : پس پروردگار مريم ، او را به پذيرش نيكويى پذيرفت ، يعنى با صغر سن و عدم بلوغ