لذايذ دنيا و لذايذ آخرت
لغت و اعراب :
شهوات : جمع شهوة ، مصدر به معناى مفعول است يعنى مشتهيات و خواستنىها . قناطير : جمع قنطار ، مال بسيار ، و مقنطرة تأكيد است . خيل اسم جمع است يعنى اسبان . مسوّمة : نشاندار مانند داغ كوبيده ، يال زده ، دم گره خورده ؛ و يا رها شده در چراگاه براى چريدن ، يا فربه و چاق . أنعام : جمع نَعَم ، چهارپايان سهگانه : شتر ، گاو و گوسفند ، يا خصوص شتر . آبَ - از باب نَصَر : رجوع كرد .
مَآب : مرجع ، محل رجوع . و حسن المآب اضافهء صفت به موصوف است .
تفسير :
« زُيّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَ تِ »
يعنى : براى مردم و در ديده و دل آنان ، محبّت مشتهيات دنيا آراسته شده است . در اين جمله ، تزيين ، نسبت داده شده به محبتِ مشتهيات نه به خود آنها ، اشاره به اينكه بهقدرى مشتهيات در دلشان آراسته شده كه گويى حبّ آنها مزيّن شده و كأنّه محبت به محبت دارند . ولى در واقع ، آنچه مزيّن است خود مشتهيات است . زينت دهندهء مشتهيات محتمل است خداوند باشد به تزيين تكوينى ، زيرا آفريدن غرايز متعدد در باطن وجود انسان و نعمتهاى گوناگونِ متناسب با آن در خارج وجود او قهراً سبب كشش فطرى او بهسوى نعمتها و وجود جاذبه ميان عرضه و تقاضاست ، و اين خود زينت تكوينى آنهاست . و بنابراين ، آيه در مقام نكوهش اين تزيين نيست ، زيرا كار خداست .
و ممكن است مراد از تزيين ، اهميت و ارزش پيداكردن مشتهيات در نظر انسان باشد به طورى كه نگرشى اصالى و استقلالى بر آن كند و اين علاقه قوى شود به گونهاى كه بر اقتضائات مخالف هر چند حق باشند غلبه پيدا كند ، و اين تزيين از جانب شيطان است كه در اثر آن ، آدمى مشتهيات را اصالت بخشيده و مقدمه بودن آنها را به كلّى فراموش كند . و آيه بنابراين در مقام نكوهش است ، زيرا اين حالت مَلَكه مىشود و خواستههاى شرع و عقل را رها مىكند .
« مِنَ النّسَآءِ وَالْبَنِينَ وَالْقَنطِيرِ الْمُقَنطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالْأَنْعمِ وَالْحَرْثِ »
يعنى : مشتهيات آراسته شده در نظر مردم عبارت است از : زنان و پسران يا فرزندان و اموال