الهى ، و اينان پيامبر و ياران اندك او بودند ، و آن ديگرى گروه كفّار بودند ، كفّار مكه كه جنگشان به انگيزهء رواج شرك و دوام بتپرستى و حفظ مقام موهوم بتان و بقاى رياست خودشان بود .
« يَرَوْنَهُم مِّثْلَيْهِمْ رَأْىَ الْعَيْنِ »
يعنى : اينها آنها را دوبرابر خود بهديد چشم مىديدند . محتملات دو ضمير جمع در اين جمله با دو مرجع در جملهء قبلى زياد است و حاصل احتمالات اين است كه هر يك از كفّار و مسلمين آن ديگرى را دوبرابر خود يا او مىديد ، و اين شامل چهار احتمال است . دو احتمال اول اين است كه كفّار ، مسلمين را دوبرابر خودشان يعنى دو هزار نفر ، يا دوبرابر مسلمين يعنى 626 نفر مىديدند . و زياد ديدن براى اين بود كه بترسند . و دو احتمال دوم اين است كه مسلمين كفّار را دوبرابر خودشان يعنى 626 نفر يا دوبرابر كفّار يعنى دو هزار نفر مىديدند . اول براى آن كه نترسند زيرا دوبرابر مهم نيست ، و دوم براى آن كه در معرض امتحان بزرگ قرار گيرند و پخته شوند . و حمل جمله بر هر يك از معانى ، محتمل و صحيح است .
« وَاللَّهُ يُؤَيّدُ بِنَصْرِهِ مَن يَشَآءُ »
يعنى : و خداوند به يارى خود ، هر كس را بخواهد تأييد و تقويت مىكند ، چنانكه پيامبر و يارانش را با كمى عِدّه و عُدّه بر انبوه اهل شرك يارى داد .
« إِنَّ فِى ذَ لِكَ لَعِبْرَةً لِأُوْلِى الأَبْصرِ »
يعنى : حقيقت اين است كه در اين امر - در اينكه هر يك از دو سپاه مختلف در قلّت و كثرت را در چشم ديگرى دوبرابر نمايد كه نسبت به يكى ايجاد رعب و نسبت به ديگرى توليد اميد كند و بدين وسيله عجيبترين حادثهء تاريخ را در تقابل حق و باطل و توحيد و شرك و ايمان و كفر تحقّق بخشد - براى صاحبان بصيرت ، عبرت و تنبّه است .
زُيِّنَ لِلنّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنينَ وَ الْقَناطيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ اْلأَنْعامِ وَ الْحَرْثِ ذلِكَ مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ اللّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ ( 14 )
تفسير روان (فارسى) — صفحة 335
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٣٥