تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
برخى آيات مانند و جاء ربُّك ، يضلّ من يشاء ، الى ربّها ناظرة . وجه اين‌كه اين كتاب چنين است ، يعنى داراى آيات محكم و متشابه است ، اين است كه اين كتاب براى عرضه بر افكار و عقول همهء بشر در طول همهء اعصار و در همهء امكنه تهيه و تنظيم شده ، و مردم داراى استعدادهاى گوناگون و تخصص‌هاى مختلف‌اند ، پس ممكن نيست تمام بخش‌هايش براى همهء مردم روشن باشد . و محكم و متشابه دو امر نسبى است ، يعنى برخى از آيات نسبت به افراد كم‌اطلاع يا كم‌استعداد « متشابه » و نسبت به دانشمند و خوش‌استعداد « محكم » است . و يا آن كه آيات مربوط به علم خاص نسبت به غير متخصص آن « متشابه » و نسبت به متخصص آن « محكم » است . « فَأَمَّا الَّذِينَ فِى قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشبَهَ مِنْهُ ابْتِغَآءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَآءَ تَأْوِيلِهِ »

ملاك انحراف و عدم انحراف

يعنى : پس كسانى كه در دل‌هاى آنها نوعى كژى و انحراف است - يعنى در اثر اصرار بر كفر و شرك و فسق غريزهء انحراف و باطل‌گرايى پيدا كرده‌اند - آنها از آيات محكم اعراض مىكنند و به انگيزهء فتنه‌جويى و اضلال مردم به دنبال آيات متشابه مىروند ، مثلًا همان ظاهر متشابه را مانند « و جاء ربُّك » و « الرحمن على العرش استوى » و « الى ربّها ناظرة » مىگيرند و قائل به تجسّم ذات خداوند مىشوند . يا براى ردّ و نقض محكم تمسّك به متشابه مىكنند . و نيز متشابهات آن را به انگيزهء تأويل دنبال مىكنند كه آنها را به راهى كه طبق هواى نفسانى خويش است بازگردانند و يا مفاد حقيقى و مقصود واقعى آنها را پيدا كنند ، نظير آنچه نصارا گفتند كه « إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِنْهُ » [ نساء ، 171 ] يعنى عيسى جزء او يا خود اوست . و نظير تمسّك فرقه‌هاى باطل به بعضى از آيات قرآن ، و تعيين زمان رستاخيز ، يا ظهور مصلح كلّ ، يا برخى از رمزهاى قرآن يا تأويل مَلَك و شيطان به برخى از مادّيات . « وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّ سِخُونَ فِى الْعِلْمِ يَقُولُونَ ءَامَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِندِ رَبّنَا » ميان مفسران اختلاف‌نظر است در اين‌كه بايد در كلمهء « الّا اللَّه » توقف نمود و الراسخون جملهء مستأنفه است ، يا آن كه و الراسخون عطف است به لفظ جلاله ؟ و منشأ اختلاف اين است كه آيا علم به تأويل متشابهات قرآن منحصر به خود خداوند است و راسخون هم نمىدانند ؟ يا آن كه متشابهات را راسخون نيز مىدانند و غير آنها نمىدانند ؟ بنابر اوّل ، معناى آيه اين است كه كژدلان در جستجوى تأويل آيات متشابه‌اند در حالىكه تأويل متشابه را يا تأويل قرآن را جز خداوند احدى نمىداند ، و اما كسانى كه راسخ در علم‌اند -