تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
ندارد . يعنى انسان مىتواند القائات او را درك كند و جواب گويد و اعتنا نكند ، چنان‌كه مىتواند به اراده و اختيار خود ، وساوس او را گوش دهد و بپذيرد و به يارى هواى نفس به كار بندد ، حتى به تدريج در اطاعت كامل او در آيد و او را رخصت ورود به محوطهء دل دهد و بر خويشتن مسلط نمايد و ولىّ امر و سرپرست و دوست خود گرداند و در نتيجه ، انسان به اراده و اختيار خود مبدّل به يك شيطان مجسّم شود . نعوذ باللَّه من ذلك . « وَاللَّهُ يَعِدُكُم مَغْفِرَةً مِنْهُ وَفَضْلًا » يعنى : خداوند شما را وعدهء آمرزشى از جانب خود و وعدهء تفضّل و احسانى مىدهد . يعنى آمرزش همهء گناهان در دنيا حتى گناه شرك و كفر و نفاق و گناهان كبيرهء ديگر و اين در صورتى است كه اسباب آن از توبه و ساير مكفّرات گناهان ، از طرف مجرم تحقّق يابد . و تفضّل در دنيا ابتدايى يا به عنوان پاداش عمل‌هاى خير است و در آخرت به عنوان پاداش اخروى اعمال است مشروط به آن كه با ايمان از دنيا رفته باشد . « وَاللَّهُ وَ سِعٌ عَلِيمٌ » يعنى : و خداوند وسعت وجودى بر همهء ذرات عالم هستى ، و وسعت توانى بر هر چيزى كه اراده كند ، و وسعت رحمتى بر شراشر آنچه آفريده دارد . و او داناست ، علمش نافذ و محيط و گسترده و ازلى و ابدى و ذاتى و حضورى است . « يُؤْتِى الْحِكْمَةَ مَن يَشَآءُ » يعنى : خداوند حكمت را به هر كه بخواهد مىدهد . و چون اصل حكمت ، از اتقان و استحكام حكايت دارد ، پس مراد از آن در اين‌جا علم دين و احكام شريعت يا علوم و معارف مستقلّهء عقلى است كه كذب و خطا در آن راه ندارد و خدشه بردار نيست . اين حكمت به برخى از مردم به نحو علم لدنّى و بذل ابتدايى بدون تحصيل داده مىشود مانند پيامبران و معصومان و نوادرى از صالحان عباد ، و به برخى به توفيق تحصيل و كسب آن . « وَمَن يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِىَ خَيْرًا كَثِيرًا » يعنى : و هر كه به او حكمت داده شود حقّاً كه خير فراوانى به او داده شده است ، زيرا علم ذاتاً خير است به ويژه آن كه در دنيا وسيلهء عيش هنىء و زندگى گواراى بشر باشد و در آخرت سبب استحقاق نعم بىپايان اخروى .