نيكو و حسن و هر عمل نيك را در حد حسن و كمالش تعريف مىكند . و اما محمود است يعنى ستوده ذات و ستوده صفات و ستوده افعال است ، و مورد ستايش تشريعى فرشتگان و انبيا و صالحان از بندگان و مورد ستايش تكوينى همهء ذرات عالم وجود است .
الشَّيْطانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَ يَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشاءِ وَ اللّهُ يَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلًا وَ اللّهُ واسِعٌ عَليمٌ ( 268 )
يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثيرًا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلّا أُولُوا اْلأَلْبابِ ( 269 )
لغت و اعراب :
هراس افكنى شيطان
شيطان از شَطَن به معناى بُعد است و نيز هر متمرّد از طاعت ، متكبر و روح خبيث و شرّير از نوع اجنّه . فحشاء : بخل ، و گناه بسيار زشت و بزرگ . حكمت : علم ، حلم و بردبارى ، احكام شريعت آسمانى ، علوم قرآن ، احكام مستقل عقلى و يافتن حق از روى علم و خرد . ألباب : جمع « لبّ » به معناى مغز ، و عقل و خرد .
تفسير :
« الشَّيْطنُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُم بِالْفَحْشَآءِ »
يعنى : شيطان شما را دربارهء انفاق ، وعدهء فقر مىدهد و به بخل و گناهان بزرگ وامىدارد . مراد از شيطان در اصطلاح قرآن و سنت ، موجودى است مخلوق از شرارهء آتش و روحى است ذاتاً خبيث و شرّير و متمرّد از فرامين الهى و دور از رحمت حق . و مراد از وعدهء او القائات كذب او بر دل انسانهاست ، زيرا به مقتضاى حكمت بالغهء خدا در ادارهء جامعهء بشرى و قرار دادن آنان در طريق وصول به كمالات ، و در معرض امتحان دنيوى ، و به لحاظ صلاح كل در تدبير امور انواع ذوىالعقول و رعايت نظام در آفرينش آنها ، او رخصت يافته كه بر جنس بشر مسلط گردد ولى به اين اندازه كه بر دلهاى آنان وسوسه كند ، آنان را بهسوى هواى خود دعوت نمايد ، به شرك و كفر و نفاق و گناهان كوچك و بزرگ وادارد ، همهء شرور و پليدىها را در نظرش جلوه دهد و مزيّن نمايد و هر سفسطهاى را به صورت استدلال به وى القا كند ؛ لكن همهء سلطه و قدرتش بيش از القاى سخن و وسوسه و امر انشائى و ارشادى نيست و هيچ اجبار و سلطهاى بر فكر و اراده و عزم او