ابراهيم و نمرود
تفسير :
« أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِى حَآجَّ إِبْرَ هِيمَ فِى رَبّهِ »
ابراهيم خليل ، معاصر طاغوت زمان خود نمرود فرزند كنعان از شاهان بابِل و نخستين مدعى ربوبيت در روى زمين بود . وى ادعا مىكرد كه ربوبيت بر زمين و ساكنان آن از جانب خداى اصلى به وى واگذار شده ، اوست كه مسلط و متصرف در زمين است و تربيت هرچه در آن است از آنِ او و تحت ارادهء اوست ؛ اوست كه باران فرومىريزد ، نبات مىروياند ، زنده مىكند و مىميراند ، ولى راجع به خارج از محيط زمين مدّعى چيزى نبوده . و ظاهراً كسى از جنس بشر در روى زمين مدّعى الوهيت نشده كه بگويد من خداى واجبالوجود جامع همهء كمالات و خالق همهء موجوداتم ، هر چند نصارا دربارهء عيسى بن مريم قائل به تجزيهء در الوهيت شدهاند .
خدا در اينباره مىفرمايد : آيا به ديدهء دل ننگريستى به كسى كه با ابراهيم دربارهء پروردگارش محاجّه نمود . يعنى در اينكه او خود بالاستقلال و بدون واسطه در زمين تصرف دارد .
« أَنْ ءَاتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ »
يعنى : محاجّهء او با ابراهيم بدين جهت بود كه خدا به او ملك و سلطهء ظاهرى داده بود و هواى نفس و تكبّر و غرورش او را به مخالفت با پيامبر زمانش برانگيخت . و يا به خاطر آنكه چرا خداوند به ابراهيم ملك معنوى و ولايت تشريعى و سلطهء بر دلها داده است .
« إِذْ قَالَ إِبْرَ هِيمُ رَبّىَ الَّذِى يُحْيى وَ يُمِيتُ قَالَ أَنَا أُحْيِى وَ أُمِيتُ »
يعنى : محاجّهء او وقتى بود كه ابراهيم هنگام دعوت بهسوى حق و بيان جلال و جمال خدا گفت :
اين پروردگار من است كه زنده مىكند و مىميراند . يعنى آنچه در حيوانات و انسانها در پهنهء گيتى زنده مىشوند همه را پروردگار من زنده مىكند و آنچه مىميرد خداى من مىميراند . او گفت : اين منم كه آنها را زنده مىكنم و مىميرانم . يعنى ربوبيت زمين از جانب خدا به من واگذار شده و اين موتها و حياتها كه مىبينى همه به وسيلهء من است .
مفسران گفتهاند كه وى در اثبات مدعاى خود دستور داد يك نفر زندانى محكوم به قتل را آزاد كردند و يك زندانى ديگر را كشتند . يعنى اين دو حادثه را از مصاديق احياء و اماتهء خود به حساب آورد .
و معلوم باد كه نمرود در اين استدلال مغالطه و سفسطه كرده ، و گرنه آزاد كردن زندانى از قبيل