سپس خود معاد را به طور علماليقين كامل و عيناليقين به او نشان دهد . خود بميرد و زنده شود و كيفيت زنده شدن مردگان مختلفالماهيه را نيز به رأىالعين ببيند .
در اينباره مىفرمايد : پس خداوند او را به مدت صد سال بميرانْد ، سپس برانگيخت و از او پرسيد : چه مدتى در عالم مرگ درنگ نمودى ؟ او طبق تخيل آن كه پيش از آن حادثه آغاز روز بود و حال پايان روز است ، با حال ترديد گفت : يك روز در حالت موت ماندهام يا پارهاى از يك روز .
خدا فرمود : تو به مدت صد سال در حال مرگ درنگ كردهاى .
« فَانظُرْ إِلَى طَعَامِكَ وَشَرَابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ وَانظُرْ إِلَى حِمَارِكَ »
يعنى : به او گفتيم : اى عزير ، مسافرى بودى ، راحلهات دراز گوشى و زاد و توشهء سفرت اندكى خوراكى و ظرفى از آب آشاميدنى ؛ حال به خوراكى و آشاميدنى خود بنگر كه هيچ كهنه و متغيّر نشده و بو نگرفته ، و دراز گوش خود را ببين كه او را نيز به همان حال كه بسته بودى بدون احتياج به آب و علف نگه داشتهايم . و اين خود يك معجزهء مستقل تأييدى است .
« وَلِنَجْعَلَكَ ءَايَةً لِلنَّاسِ »
يعنى : اين كار را كرديم براى اينكه قدرت و عظمت خود و چگونگى برانگيختن مردگان را در روز جزا به علماليقين كامل و عيناليقين نشانت دهيم و براى اينكه تو را براى مردم عصر خود و ازمنهء ممتد آيندهء بشر ، نشانهء توحيد و قدرت و علم و حكمت خود قرار دهيم .
« وَانظُرْ إِلَى الْعِظَامِ كَيْفَ نُنشِزُهَا ثُمَّ نَكْسُوهَا لَحْمًا »
يعنى : به استخوانهاى اجسادى كه پيش از حادثهء موت و حيات خود آنها را ديدى و در امر معاد به تعجب افتادى ، بنگر كه چگونه آنها را يكايك از روى خاك يا از زير خاك برمىداريم و روى هم مىگذاريم تا اسكلت انسانى يا حيوانى شكل گيرد ، سپس به ارادهء تكوينى خود بر آنها لباس گوشت مىپوشانيم . همچنين بر روى گوشتها پوششى از پوست مىكشيم و روى پوستها را با لباسى از موى مىپوشانيم و سپس در آنها روح مىدميم تا زنده شده ، حركت نمايند .
« فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلّ شَىْءٍ قَدِيرٌ »
يعنى : چون كيفيت حيات مردگان به رأىالعين براى او روشن شد ، به چشم ديد و به دل اذعان نمود ، گفت : حال علماليقين كامل دارم كه خدا بر هر چيزى قدرت دارد .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 288
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٨٨