خروج مؤمنان از تاريكىها
« فَمَن يَكْفُرْ بِالطغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لَاانفِصَامَ لَهَا وَ اللَّهُ سَمِيعٌعَلِيمٌ »
يعنى پس هركس به طغيانگر كفر ورزد - يعنى به جنس طاغوت اعم از بتان و ائمهء كفر و سلاطين جور و علماى سوء و هر متمرّد از حق و نافرمان اوامر خدا ، حتى رفقاى بد و مفسد - و به خدا ايمان آورد پس حقّاً كه به دستگيرهء محكمى كه هرگز گسستن و پاره شدن ندارد چنگ زده است ، و خداوند نسبت به همهء گفتار بندگان در امور دين و دنيا شنوا ، و به عقايد و افكار و عزم و تصميم قلبى آنان داناست .
اللّهُ وَلِيُّ الَّذينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولئِكَ أَصْحابُ النّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ ( 257 )
تفسير :
« اللَّهُ وَلِىُّ الَّذِينَ ءَامَنُوا يُخْرِجُهُم مِنَ الظُّلُمتِ إِلَى النُّورِ »
« ولىّ » به معناى سرپرست و دوست و ياور است . يعنى : خداوند كسانىرا كه ايمان آوردهاند سرپرست و دوست و ياور است ، آنها را از تاريكىها بهسوى نور بيرون مىبرد .
مراد از ظلمات و تاريكىهايى كه مؤمنان در آن بودند و به خاطر ايمانشان بهسوى نور برده شدند ، جهل به معارف و حقايق دينى و اصول و فروع احكام الهى و خالى بودن از فضايل اخلاقى است كه طبيعت بشرى در اوايل عمر ، بدان مبتلا است . اين ظلمات با نور ذاتى و ايمان فطرى كه در ذات هر انسانى هست منافات ندارد ، و چون ايمان آورد خداوند به توفيق خود و هدايت انبيا و يارى فرشتگان ، او را از آن حالتها به تدريج بيرون مىآورد و در ميان نور معرفت و علم دين و كمالات انسانى وارد مىكند ؛ و از اينجهت اخراج و ادخال را به خود نسبت داده است . پس ظلمت و نورى كه دربارهء مؤمن اطلاق شده ظلمت جهل طبيعى و نور علم و كمالات اكتسابى است ، كه اوّلى امر عدمى و دومى امر وجودى است .
« وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَآؤُهُمُ الطغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمتِ »