تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
يعنى : و كسانى كه كفر ورزيدند دوستان و ياوران و سرپرستان آنها طاغوت زمان است ، هرگونه طاغوتى از شياطين و سلاطين كفر و جور و علما و راهبران سوء كه آنها را از نور به‌سوى تاريكىها مىكشند . مراد از نورى كه كفّار از آن بيرون مىشوند نور جبلّى و توحيد فطرى است ، و مراد از ظلمات ، عقايد انحرافى از شرك و كفر و نفاق و رذايل اخلاق و خبائث اعمال است كه طواغيت زمان به‌وسيلهء كيد و مكر و وساوس خود ، آن نور را از آنان مىزدايند و آنان را در آن ظلمات وارد مىكنند . و نتيجهء اين بيان اين است كه مؤمن پس از نور فطرى ايمان ، گرفتار ظلمات طبيعى جهل و فقر است و به توفيق خدا ظلمات زدوده مىشود و ايمان اكتسابى جايگزين آن مىگردد « فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ » [ فرقان ، 70 ] ، و كافر از نور فطرى بيرون آمده در ظلمات اكتسابى فرو مىرود . « أُوْلئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ » « اولئك » يعنى كفّارى كه از نور به‌سوى ظلمت بيرون شده‌اند ، يا آنها و طاغوت‌هايشان كه وسيلهء آن اهل شقاوت گرديده‌اند همگى ياران آتش‌اند ، آتشى كه به سبب عقايد و اعمالشان برافروخته‌اند و يا تجسم آن عقايد و تجسّد آن اعمال و تبلور آن اخلاق است كه در دنيا داشته‌اند و پس از انتقال آنان به عالم آخرت به اقتضاى طبع آن عالم ظهور يافته ، و از اين روست كه آنها در آن جاودانند . أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذي حَاجَّ إِبْراهيمَ في رَبِّهِ أَنْ آتاهُ اللّهُ الْمُلْكَ إِذْ قالَ إِبْراهيمُ رَبِّيَ الَّذي يُحْيي وَ يُميتُ قالَ أَنَا أُحْيي وَ أُميتُ قالَ إِبْراهيمُ فَإِنَّ اللّهَ يَأْتي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِها مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذي كَفَرَ وَ اللّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظّالِمينَ ( 258 ) لغت و اعراب : رَأى - از باب مَنَع - : نظر كرد به چشم يا به ديدهء عقل . حاجَّهُ محاجّة : مخاصمه و ستيزه كرد با او . بُهِت به صيغهء معلوم و مجهول : ساكت شد و متحير ماند . أن آتاه اللَّه به تقدير « لأن آتاه اللّه » و مرجع ضمير « آتاه » « الّذى حاجّ » يا « ابراهيم » است .