درجهاى را بالا برد ، جز آنكس كه خدا تعيين كند و جز آنجا كه خدااجازه دهد .
« وَ الْكفِرُونَ هُمُ الظلِمُونَ »
آية الكرسى
يعنى : و در آن روز كافران اند كه ستمكار حقيقى خواهند بود .
اصل و عمده و مهمترين ستمكاران در آن روز كافران اند كه ستم به خدا و پيامبران و فرشتگان كردهاند و ستم به قوانين و شرايع الهى و ستم به پيروان انبيا و پيروان دنيوى خود نمودهاند .
اللّهُ لا إِلهَ إِلّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي اْلأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلّا بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا يُحيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلّا بِما شاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضَ وَ لا يَؤُدُهُ حِفْظُهُما وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظيمُ ( 255 )
لغت و اعراب :
اللَّه اسم عَلَم براى ذات واجب الوجودِ جامع همهء صفات كمال و عارى از هر نقص و عيب است ، و هيچ اسمى به جامعيت آن نيست ، و اطلاق آن بر غير خداوند هر چند به عنوان تبرّك به تسميه باشد ناروا يا غير جايز است . و آن مبتدا و ما بعدش خبر آن است . قيّوم صيغهء مبالغه است يعنى كثيرالقيام يا شديدالقيام يا دائمالقيام . وَسَن - از باب ضَرَب - : خواب سنگين كرد ، از خواب بيدار شد ( از اضداد است ) ، و سَنَه حالت مقدمهء خواب و نيز به معناى غفلت . كرسى : تخت و آنچه بر روى آن بنشينند از صندلى و غيره . و آدَه العملُ - از باب ضَرَب - : سنگين و خسته كرد او را كار . ما بين يَدَىِ الشىء : گذشتهء آن يا آيندهء آن ، و همچنين است ما خَلْفَه .
تفسير :
« اللَّهُ لَآإِلهَ إِلَّا هُوَ »
« اللَّه » يعنى آن ذاتى كه واجب الوجود ، ازلى و ابدى ، جامع همهء كمالات ، عارى از همهء نقايص است ، جز او معبودى نيست ، يعنى معبودى صالح براى عبادت و لايق براى پرستش .
« الْحَىُّ » يعنى : او زنده است به زندگى حقيقى غيرمشابه با زندگى ممكنات ، زندگى ازلى بدون