« مِنْهُم مَن كَلَّمَ اللَّهُ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجتٍ وَءَاتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيّنتِ وَأَيَّدْنهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ »
يعنى : از آنها كسى است كه خدا بلاواسطه با او سخن گفت ، مانند موسىبن عمران ؛ و برخى از آنها را درجاتى بر ديگران برترى داد ، مانند محمد صلى الله عليه و آله كه او را تفوّق و رجحان و برترى داد در همهء فضايل و كمالات روحى ، و در محتواى دين و شريعت آسمانى و وسعت و جامعيت آن از نظر اصول و فروع ، و در شمول كتاب او بر معارف بىحدّ و حصر و علوم بىپايان و حقايق و حِكَم ، و در گستردگى دامنهء شريعتش بر همهء پهنهء گيتى ، و شمول نبوت و كتاب و احكامش به اجنّه و پريان ، و فراگيرى قلمرو حكومت و آيينش آيندهء تاريخ را تا آخر دوران ، و در پيروزى مكتبش بر مكاتب و مذاهب و اديان . و نيز به عيسىبن مريم دلايل روشنى بر نبوتش عطا كرديم ، و او را با فرشتهء وحى يعنى روحالقدس تأييد و تقويت نموديم . يعنى از آغاز آفرينش او تا صعود او به آسمان ، روحالقدس دخالت داشت . در تكوّن او در رحم مادر به نحو اعجاز فعاليت داشت تا به نحو انسان ويژهاى پديد گرديد و از روزى كه يهود به كشتن او تصميم گرفتند پيوسته همراه او و مستحفظ او بود و چون كار براى وى خطرناك شد او را از ميان مردم با لباس دنيوى بهسوى ملأ اعلى منتقل نمود .
« وَلَوْ شَآءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلَ الَّذِينَ مِن بَعْدِهِم مِن بَعْدِ مَا جَآءَتْهُمُ الْبَيّنتُ »
يعنى : اگر خداوند ارادهء حتمى مىكرد هرگز امتها و مللى كه پس از آنها آمدند با يكديگر نمىجنگيدند پس از آن كه نشانههاى روشن از دين و كتاب آسمانى و صدق بعثت انبيا براى آنها آمده بود .
« وَ لكِنِ اخْتَلَفُوا فَمِنْهُم مَنْ ءَامَنَ وَمِنْهُم مَّن كَفَرَ »
يعنى : لكن آنها جنگيدند و سببش هم اين بود كه آنها در دين اختلاف كردند ، عدهاى ايمان آوردند و عدهاى كفر ورزيدند تا جنگ و نبرد در ميانشان به راه افتاد .
« وَلَوْ شَآءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلُوا »
اين جمله تكرار جملهء قبل است ، يعنى : مسلّماً اگر خدا مىخواست و ارادهء حتمى مىكرد كه نجنگند يعنى اختلاف نكنند تا منجر به جنگ شود ، هرگز اختلاف نمىكردند و نمىجنگيدند ؛
« وَلكِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيدُ »
اين جمله در مقام دفع توهّم است . يعنى : توهّم نشود حال كه خدا اينگونه مشيّت نافذه دارد
تفسير روان (فارسى) — صفحة 277
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٧٧