يعنى : پس سپاهيان طالوت ، جالوتيان را شكست دادند و داود نامى جالوت را كشت . مفسران گفتهاند : متّى پدر داود به همراه هفت فرزندش كه داود كوچكترين آنها بوده جزو سربازان طالوت بودند . شغل داود دامدارى و خود ، چوپان گلهء خويش بود و براى پاسخگويى به دعوت طالوت ، با پدر و برادران خود به سپاه او پيوسته بودند . داود در انداختن فلاخن كه يكى از مهمترين سلاحهاى جنگى آن روز بود مهارت كامل داشت و سنگش در هدفگيرى هر حيوانى از ببر و شير و گرگ به خطا نمىرفت و هدف هم از وى جان سالم به در نمىبرد . جالوت رئيس دشمن نيز مردى قوى هيكل و شجاع بود و بارها در مقابل سپاهيان طالوت « هل من مبارز » گفت و كسى را ياراى جواب نبود . در آن هنگام كه تنور جنگ گرم شد ، داود سنگى را در فلاخن نهاد و شخص جالوت را نشانه رفت . سنگ راه را گم نكرد و مستقيماً بر مغز جالوت اصابت نمود و نتيجهء دعاى پيش از جنگ ظهور كرد . او درجا بمرد و با مرگ وى جنگ به نفع اسلام آنروز خاتمه يافت .
« وَآتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَالْحِكْمَةَ »
يعنى : و خداوند به داود ملك و حكمت داد .
مراد از ملك ، ولايت امر و مراد از حكمت ، احكام شريعت مندرج در تورات و كتاب زبور است كه چهارصد و بيست سوره از مستقلّات عقليه و حكمت عملى بود .
يعنى پس از درگذشت طالوت ولىّ امر وقت ، و ارتحال اشموئيل پيامبر زمان ، خداوند به داود منصب ملك ، يعنى ولايت امر و امامت امت را به عنوان ميراث طالوت ، و مقام نبوت را به وراثت از اشموئيل به وى عطا نمود و دو عنوان و الا را در يك مُعَنوَن جمع كرد كه پس از يعقوب پيامبر تا آن زمان در اسباط او نبود .
« وَعَلَّمَهُ مِمَّا يَشَآءُ »
يعنى : و داود را از آنچه مىخواست از علوم و فنون مختلف كه هر يك دليلى روشن و معجزهاى عظيم براى اثبات توحيد خداوند و صدق نبوت و ولايت او بود ، بياموخت ، مانند نرم كردن آهن با سر انگشتان ، بافتن زره جنگى با زنجيرهاى دستساز ، تعليم منطق طير يعنى فهم زبان پرندگان و مقاصدى كه ميانشان تبادل مىشود با شنيدن صداى آنها ، صوت بسيار زيبا و مهارت در آوازهخوانى جذّاب و دلربا و روحپرور و عرفانى به گونهاى كه حيوانات هم مجذوب حسن آن و سرگشته در طواف گرد آن بودند و بالأخره همنوا شدن كوهها با وى در مقام مناجات با معبود يگانه
تفسير روان (فارسى) — صفحة 274
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٧٤