هدف اصلى جنگ با جالوت و عمالقه ، طالوت همراه سپاهيانش از مسكن و مقرّ خود جدا شدند .
مفسران گفتهاند كه طالوت از ميان قوم بنىاسرائيل هشتاد هزار سرباز انتخاب نمود كه همه از جوانهاى با نشاط و آمادهء كارزار با دشمن بودند و بهسوى منطقهء جالوت روانه شدند . مسافتها پيمودند ، هوا گرم و سوزان شد و تشنگى بر آنها چيره گشت و از طالوت طلب آب نمودند .
« قَالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِيكُم بِنَهَرٍ فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّى وَ مَن لَّمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّى إِلَّا مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ »
يعنى : طالوت گفت : خداوند شما را به واسطهء رودى وسيع و روان كه در پيش است خواهد آزمود ؛ بدين گونه كه هر كس از آن سير بنوشد از من نيست و او را به سربازى نمىپذيرم جز كسى كه كفّى از آن به دست خويش بنوشد و كسى كه از آن نياشامد او از من است . پس چون بدان نهر وسيع رسيدند همهء سربازان طالوت جز عدّهء قليلى از آن آب سير نوشيدند و امتحان خوبى ندادند .
« فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِينَ ءَامَنُوا مَعَهُ »
ممكن است مراد از « الذين آمنوا معه » كه از رود وسيع گذشتند همهء سپاهيان او باشد خواه آنها كه در امتحان آشاميدن از نهر پيروز بودند يا پيروز نبودند . و ممكن است خصوص كسانى باشد كه از امتحان شرب موفق در آمدند ، يعنى اكثريت قاطع سپاه در آن سوى نهر ماندند و نگذشتند . به هر حال مستفاد از كلام اين است كه چون طالوت و مؤمنان همراهش از نهر گذشتند پس از اندك مسافتى در جبههء جنگ مقابل جالوتيان قرار گرفتند .
« قَالُوا لَاطَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ »
يعنى : كسانى كه از نهر عبور كردند چون به سپاه دشمن نزديك شدند و از عِدّه و عُدّهء آنها تا حدّى آگاه شدند و هراسى در دلشان از زيادى دشمن افتاد ، گفتند : امروز هرگز ما را توان كارزار با جالوت و لشكريانش نيست .
« قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلقُوا اللَّهِ كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصبِرِينَ »
يعنى : آنها كه علم داشتند كه خدا را ملاقات خواهند نمود - همانان كه ايمانشان به معاد در مرحلهء يقين بود - گفتند : بسا هست كه گروهى اندك به يارى خدا و تأييد غيبى او بر گروهى بسيار پيروز شدند و خداوند با صابران و شكيبايان است .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 272
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٧٢