لغت و اعراب :
داستان طالوت و جالوت
ملأ : اشراف و سران هر قوم . عسى فعل جامد است و مشتقّات ندارد ، كه در امور مطلوب به معناى اميد و در موارد مكروه به معناى بيم استعمال مىشود . و عسى خبرش ألّا تقاتلوا است و انِ شرطيه ميان آنها فاصله است . و هل استفهام تقريرى است .
تفسير :
« أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِن بَنِى إِسْرَ ءِيلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَى »
طبق تواريخ ، بنىاسرائيل كه پس از موسى مدتها در مصر حكومت داشتند به تدريج از جنبهء مذهبى تغيير حال دادند ، فسق و فحشا و بلكه كفر و بتپرستى در ميانشان رواج يافت . در اين ايّام قوم عمالقه در تحت سلطنت جالوت كه در اطراف بحر روم ميان مصر و فلسطين زندگى مىكردند به ناگاه به مصر حمله كردند و پيروز شدند و منطقه را متصرّف شدند و بر زمينها و مساكن آنان مسلّط گشتند ، بنىاسرائيل را از شهر بيرون راندند و اولاد و ذرارى و ملوك بنىاسرائيل را به اسارت بردند . مدتى پس از اين حادثه خداوند در ميان آنها پيامبرى به نام اشموئيل يعنى اسماعيل برانگيخت و به وى دستور داد تورات را به بنىاسرائيل ابلاغ نمايد . و رسم آن روز بنىاسرائيل اين بود كه بايد پيوسته در طاعت سلطانى در آيند ؛ حكومت و ولايت امر از آن سلطان و سلطان خود در تحت فرمان و هدايت پيامبر وقت قرار گيرد .
اين آيه در اينباره مىفرمايد : آيا به چشم دل و نظر عبرت ننگريستى به گروهى از اشراف و اعيان بنىاسرائيل پس از ارتحال موسى ؛
« إِذْ قَالُوا لِنَبِىّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكًا نُقتِلْ فِى سَبِيلِ اللَّهِ »
يعنى : هنگامى كه به پيامبرشان اشموئيل گفتند : براى ما فرماندهء سپاهى مقرّر دار كه تحت فرمان او در راه خدا - يعنى براى رفع فساد از زمين و استرداد اسيران و رواج تورات و خروج از سلطهء حكومت جور - بجنگيم ،
« قَالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِن كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ أَلَّا تُقتِلُوا »
يعنى : پيامبرشان گفت : آيا اين بيم را داريد كه اگر جهاد بر شما مقرّر گردد نجنگيد و از فرمان خدا تخلّف نماييد ؟ يعنى من اين بيم را از شما دارم و شما هم بدان اقرار كنيد .