« كَذَ لِكَ يُبَيّنُ اللَّهُ لَكُمْ ءَايتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ »
نمونهاى از حيات مجدد
يعنى : اينگونه - به همين نحو كه خداوند در باب نكاح و اقسام طلاق احكام و تشريعاتى از عالم بالا به نفع اجتماع بشرى نازل نمود - در آينده نيز براى شما انسانها به جهت تربيت و تكاملتان آياتى بيان خواهد نمود ، يعنى آياتى كه حكايت از احكام راقيهء اصولى و فروعى كند و ضامن سعادتتان باشد ، باشد كه شما بشرها خرد را به كار بريد و انديشه كنيد .
كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ( 242 )
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقالَ لَهُمُ اللّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْياهُمْ إِنَّ اللّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النّاسِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النّاسِ لا يَشْكُرُونَ ( 243 ) وَ قاتِلُوا في سَبيلِ اللّهِ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ سَميعٌ عَليمٌ ( 244 )
لغت :
رأى يَرى : نظر كرد به چشم يا به ديدهء دل . ديار : جمع دار ، خانه . حذر : تحفّظ و نگهدارى خود از شىء .
و حذر الموت به تقدير « حذراً من الموت » است .
تفسير :
« أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِن دِيرِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا »
بر طبق برخى از روايات ، گروهى بس انبوه از مردم را كه از ترس و با و طاعون از خانههاى خود گريخته بودند ، خداوند مورد غضب قرار داد و همه را بميراند و پس از مدتى كه بند بند اعضايشان از هم گسيخته و استخوانهايشان پوسيده و اجسادشان با خاك يكسان شده بود در زمانى كه اراده داشت زنده نمود تا هم خود متنبّه شوند و هم مردم جهان از حال آنها پند و عبرت گيرند .
داستان از اين قرار بود كه پيامبرى را به نام حزقيل برانگيخت و او را نيروى احياى اموات بخشيد و دستور زنده كردن آنها را به وى داد . حزقيل استخوانها يا محيط هضم شدهء آنها را ندا در داد و همه را فراخواند ، بهناگاه ذرّات اجسادشان از لابهلاى خاك حركت كرده ، به هم وصل شدند و جسم كامل هر يك تشكّلى تازه يافت و ارواحشان از عالم برزخ به سرعت در ابدانشان جاى گرفت و يكى از مصاديق « و اذا النفوس زوّجت مع الابدان » در دنيا تحقق يافت تا گواه عموم آن در عالم آخرت باشد . آن گروه با همان هيئتى كه مرده بودند به پاخاستند و نزد هم حاضر شدند به