تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
گونه‌اى كه احدى كم نيامد و روزگارى بزيستند . و برخى گفته‌اند : اين گروه ، از جبههء جهادى كه پيامبر وقت دستور داده بود فرار كرده بودند . خداوند در اين‌باره مىفرمايد : آيا به چشم دل و ديدهء عبرت ننگريستى به كسانى كه از ديار خويش در حالى كه هزاران نفر بودند به خاطر تحفّظ و خودنگهدارى از مرگ بيرون شدند ، پس خداوند به كيفر عدم رضايت و فرارشان از قضاى تكوينى يا حكم تشريعى او بدانها گفت : بميريد . يعنى همان گونه كه با كلمهء « كُن » زنده مىكند با كلمهء « موتوا » آنها را ميرانيد . و محتمل است مراد از قول ، ارادة اللَّه باشد ، يعنى مرگ آنها را اراده نمود و همه مردند . و يا آن كه اين عمل را به ارادهء فرشتگان و يا اين‌بار به دست پيامبر وقت انجام داد چنان‌كه در روايت است . « ثُمَّ أَحْيَاهُمْ » يعنى : پس از ميراندن دفعى همه را دفعتاً به خاطر تنبّه خودشان و ديگران زنده نمود . « إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَايَشْكُرُونَ » يعنى : حقيقت اين است كه خداوند ، داراى فضل و احسان بر كافّهء مردم است كه چنين حادثهء عجيبى را پديد مىآورد تا سبب تنبّه باشد ، و لكن بيشتر مردم شكر و سپاس‌نمىگزارند ، زيرا سپاس دعوت ، اجابت است و سپاس موعظه ، تنبّه است و سپاس فرمان ، اطاعت است . « وَ قَاتِلُوا فِى سَبِيلِ اللَّهِ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ » يعنى : پس از علم به اين‌كه فرار از مرگ نجات‌بخش نيست چه خوب است كه هرگاه فرمان جهاد در رسد در راه خدا جهاد نماييد و از مرگ نهراسيد ، زيرا اگر قضاى الهى مرگ در جهاد است فيض شهادت را مىبريد ، و اگر نيست فوز غنيمت نصيبتان مىشود . و بدانيد كه خداوند ، شنوا و داناست . مَنْ ذَا الَّذي يُقْرِضُ اللّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافًا كَثيرَةً وَ اللّهُ يَقْبِضُ وَ يَبْصُطُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ( 245 ) لغت و اعراب : من ذا مبتدا و خبر است و الّذى بدل يا تأكيد يا صفت خبر . ضِعف شىء مماثل آن يا چند برابر آن است . مىگويند : لك ضِعفُه يعنى براى توست دو برابر يا چند برابر آن . قرض مصدر است به معناى اقراض ، يا وامى كه اعطا مىشود .