تفسير :
« فَإِن طَلَّقَهَا فَلَا تَحِلُّ لَهُ مِن بَعْدُ حَتَّى تَنكِحَ زَوْجًا غَيْرَهُ »
مراد از اين طلاق طلاق سوم است . يعنى : مردى كه زنش را دوبار طلاق داده و به واسطهء رجوع در عدّهء طلاق دوم ، يابه ازدواج پس از تماميت عدّهء دوم ، باز به زوجيت او برگشت ، اگر او را بار سوم طلاق داد ، از اين پس آن زن بر آن مرد حلال نمىشود تا آنگاه كه با شوهر ديگرى ازدواج نمايد .
« فَإِن طَلَّقَهَا فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَآ أَن يَتَرَاجَعَآ »
مرجع ضمير مذكّر « طلّقها » زوج دوم و مرجع ضمير « عليهما » زن و شوهر اوّل است .
يعنى : اگر شوهر دوم او را طلاق داد ، پس گناهى نيست بر آن زن و شوهر اوّل كه به يكديگر مراجعه كنند و ازدواج نمايند .
« إِن ظَنَّآ أَن يُقِيمَا حُدُودَ اللَّهِ »
يعنى : شرط رجحان اين ازدواج دومشان نه شرط صحّتش اين است كه مطمئن باشند ديگر در زندگى خويش حدود خدا و احكام او را دربارهء معاشرت با همسر برپا خواهند داشت .
مفسّر كبير ، صاحب الميزان قدس سره نوشته : « در اين آيه ايجاز و اختصار عجيبى است كه عقل را مبهوت مىكند ، زيرا در اين آيهء كوتاه چهارده ضمير مختلفالمرجع آمده بدون اينكه ابهام و پيچيدگى در سخن و اغلاق در فهم معنا باشد . » لكن اگر ضمائر تثنيه را دوتا حساب كنيم ضمائر 16 عدد و اگر يكى حساب كنيم 12 عدد است .
« وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ يُبَيّنُهَا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ »
يعنى : اين احكام كه بيان شد حدود خدا و از تشريعات او و جزء دين و كتاب آسمانى اوست كه آن را براى گروهى كه مىدانند - يعنى دانش الهى و اجتماعى و معرفت دينى دارند - بيان مىدارد .
وَ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَ لا تُمْسِكُوهُنَّ ضِرارًا لِتَعْتَدُوا وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ وَ لا تَتَّخِذُوا آياتِ اللّهِ هُزُوًا وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَ ما أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنَ الْكِتابِ وَ الْحِكْمَةِ يَعِظُكُمْ بِهِ وَ اتَّقُوا اللّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ بِكُلِ شَيْءٍ عَليمٌ ( 231 )
تفسير روان (فارسى) — صفحة 250
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٥٠