آنچه را بر شما از نعم معنوى نازل كرده از قبيل كتاب آسمانى و شرايع دينى و علوم و مستقلّات عقلى . آرى خدا شما را به واسطهء توجيه اين امور موعظه مىكند و پند مىدهد . و پيوسته آراسته به تقوا باشيد و از خداوند پروا كنيد ، و بدانيد كه خداوند به همه چيز داناست .
وَ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلا تَعْضُلُوهُنَّ أَنْ يَنْكِحْنَ أَزْواجَهُنَّ إِذا تَراضَوْا بَيْنَهُمْ بِالْمَعْرُوفِ ذلِكَ يُوعَظُ بِهِ مَنْ كانَ مِنْكُمْ يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَ الْيَوْمِ اْلآخِرِ ذلِكُمْ أَزْكى لَكُمْ وَ أَطْهَرُ وَ اللّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ ( 232 )
لغت و اعراب :
عَضَلَ المرأةَ - از باب ضَرَب و نَصَر - : منع كرد او را . ازواجهنّ مراد ازواج بالقوه است نه بالفعل . ضمير جمع در تراضوا مردان خواستگار و زنان طلاق داده شده است . بالمعروف حال است از فاعلِ « تراضوا » .
تفسير :
« وَ إِذَا طَلَّقْتُمُ النّسَآءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلَا تَعْضُلُوهُنَّ أَن يَنكِحْنَ أَزْوَ جَهُنَّ إِذَا تَرَ ضَوْا بَيْنَهُم بِالْمَعْرُوفِ »
يعنى : و چون زنها را طلاق داديد و به آخر مدت عدّه رسيدند و از شما جدا شدند ، پس نبايد آنها را از ازدواج با شوهران دلخواه خود ، يعنى با كسانى كه صلاحيت همسرى با آنها را دارند ، مانع شويد در صورتى كه باهم به معروف ، يعنى با رعايت دستور شرع و تناسب حال ، تراضى و توافق نمودهاند .
اين آيه اشاره است به بطلان رفتار جاهليت كه زنها را طلاق مىدادند و سپس از ازدواج آنها با غير مانع مىشدند .
« ذَ لِكَ يُوعَظُ بِهِ مَن كَانَ مِنكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْأَخِرِ »
يعنى : با اين دستورات به كسانى از شما پند داده مىشود كه به خدا و روز واپسين ايمان دارند .
نه آن كه خطاب خدا به غير آنها متوجه نيست بلكه پندهاى خدا فقط در آنها اثر مىگذارد ، و گرنه دستورات قرآنى در اصول و فروع از نظر متعلَّق ، همهء افراد جامعهء بشرى را شامل مىشود و از جنبهء
تفسير روان (فارسى) — صفحة 252
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٥٢