لغت و اعراب :
نكاح مصدر است ، به معناى ايجاد عُلقهء زوجيت ميان مرد و زن كه حقيقتش امر اعتبارى وضعى است و به وسيلهء گفتارهاى خاصى تحقق مىيابد ، و آن گفتارها را هم الفاظ يا صيَغ عقد مىنامند . و نيز به معناى اختلاط دو شىء يا بيشتر و آميزش جنسى . مشرك : كسىكه غير خدا را در الوهيت يا ربوبيت يا در خلقت جهان هستى شريك خدا قرار دهد .
تفسير :
حرمت ازدواج با مشرك
« وَلَا تَنكِحُوا الْمُشْرِكتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ »
يعنى : و نبايد با زنهاى مشرك ازدواج كنيد تا آنگاه كه ايمان آورند .
نبايد عقد زوجيت ايجاد كنيد ، و يا اگر از سابق بوده ادامه دهيد . مثلًا اگر زن و شوهر هر دو مشرك بودند ، مرد اسلام آورد و زن در شرك خود باقى ماند عقدشان به هم مىخورد . پس يكى از موانع ازدواج مرد يا زن مسلمان ، شرك است و يا يكى از شرايط ازدواجشان ايمان است .
« وَلَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِن مُشْرِكَةٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْكُمْ »
مراد از « امة » زن برده ، و مراد از « مشركة » زن آزاد مشرك است .
يعنى مسلّماً كنيز با ايمان هر چند عنوانش پست و خودش فاقد مال و فاقد صلاحيت تملك و گاهى هم فاقد جمال باشد بهتر است از زن آزادى كه مشرك باشد هر چند داراى مال و جمال باشد و شما را خوش آيد . و ممكن است مراد از « أمة » أمة اللَّه باشد يعنى مطلق زنى كه بندهء خدا و باايمان باشد ، و مراد از « مشركة » زن مشرك اعم از برده و آزاد . پس معناى اين جمله بيان قاعدهء كلى است كه مورد بحث يكى از مصاديق آن است .
« وَلَا تُنكِحُوا الْمُشْرِكِينَ حَتَّى يُؤْمِنُوا »
يعنى : به مشركان زن ندهيد تا آنگاه كه ايمان آورند . بنابراين ، يكى از موانع ازدواج زن مسلمان شرك مرد ، يا يكى از شرايط ازدواجش ايمان مرد است .
« وَلَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَيْرٌ مِن مُشْرِكٍ وَلَوْ أَعْجَبَكُمْ »
يعنى : و مسلّماً مرد بردهء با ايمان هر چند مقامش پست و خودش فاقد جاه و مال باشد بهتر است از مرد مشرك گرچه صاحب مال و جاه باشد و شما را خوش آيد . و ممكن است مراد از « عبد مؤمن » بندهء خدا باشد برده يا آزاد ، و مراد از مشرك ، مطلق مشرك باشد .