« قُلْ إِصْلَاحٌ لَهُمْ خَيْرٌ وَإِن تُخَالِطُوهُمْ فَإِخْوَ نُكُمْ »
يعنى : به آنان بگو : اصلاح حال و اموال آنها به نحو نظارت از دور نيكوست ، و اگر با آنها در زندگى مختلط شويد و درآميزيد و خودشان را همانند اولادتان تحت كفالت گيريد و اموالشان را نظير شركاء ، در مال خود مخلوط نماييد مانعى نيست ، آنها برادران شمايند . يعنى پس نيكوست با خود آنها به گونهاى مخالطت كنيد كه از شما به آنها حداقل ضرر مالى و اخلاقى نرسد و در اموال هم نظير شركاى صالح اموال باشيد .
بنابراين ، از اين آيه استفادهء جواز تصرف عادلانه در مال يتيم مىشود ، نظير شركت در تجارت و زراعت ؛ و توقف تصرفات غير جدّ در اموال يتيم به اذن ولىّ شرعى ، حكم بعدى يا ثانويه است .
« وَاللَّهُ يَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ »
يعنى : چون طبعاً ترخيص چنين تصرفى در اموال ايتام كه خودشان قدرت تشخيص افراط و تفريط و امانت و خيانت را ندارند امرى است محوّل به وجدان و ايمان اشخاص و كسى اطلاع نمىيابد ، لذا مىفرمايد : و خداوند ، متصرّف مفسد را از مصلح مىشناسد و تميز مىدهد .
« وَلَوْ شَآءَ اللَّهُ لَأَعْنَتَكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ »
يعنى : و اگر خداوند اراده مىكرد ، شما را در اينباره به مشقّت و سختى مىافكند - يعنى مواظبت بر نفوس و اموال آنها را واجب مىكرد و اختلاط اموال را حرام مىنمود ، لكن چنين نكرد ، زيرا خداوند غالب مقتدر شكستناپذير است كه مىتوانست چنين كند ، و حكيم است كه كار را روى مصالح عام و اقتضاى نظام عادلانه انجام مىدهد و اجازهء اختلاط داده است .
وَ لا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكاتِ حَتّى يُؤْمِنَّ وَ لأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكَةٍ وَ لَوْ أَعْجَبَتْكُمْ وَ لا تُنْكِحُوا الْمُشْرِكينَ حَتّى يُؤْمِنُوا وَ لَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكٍ وَ لَوْ أَعْجَبَكُمْ أُولئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النّارِ وَ اللّهُ يَدْعُوا إِلَى الْجَنَّةِ وَ الْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ وَ يُبَيِّنُ آياتِهِ لِلنّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ( 221 )
تفسير روان (فارسى) — صفحة 236
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٣٦