آسانى تملّك مال براى برندهء آن است . و ظاهر جواب در آيه اين است كه سؤال از جواز و حرمت نوشيدن شراب و بازى قمار است ، و ممكن است از همهء احكام آنها باشد مانند طهارت و نجاست خمر و جواز ساخت و خريد و فروش آن ، و از تهيهء ابزار قمار و نگهدارى آنها .
بدان كه تحريم خمر و شراب و همهء مسكراتى كه عنوان خمر ، شامل آنهاست و همچنين قمار ، در صدر اسلام به تدريج انجام گرفت . آغاز تحريم خمر به نحو حكم انشائى در مكّه و فعليت و تنجّز آن در مدينه بود و مجموع به تدريج در ضمن چهار يا پنج آيهء زير اتمام يافت .
اول - آيهء شريفهء 33 اعراف « قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّىَ الْفَوَاحِشَ مَاظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالإِثْمَ وَالْبَغْىَ بِغَيْرِ الْحَقِّ » . اين آيه در سورهء مكّى است و در آن به صراحت حرمت اثم يعنى هر عملى كه عقل انسان را از رسيدن به خيرات و كمالات محروم مىكند ، بيان شده .
دوم - آيهء مورد بحث ( 219 بقره ) كه در نخستين سورهء نازل شده در مدينه قرار گرفته و به صراحت ، اثم بودن خمر در آن ذكر شده ، و اين آيه با آيهء سورهء اعراف ، گويى صغرا و كبرايى وافى براى اثبات حرمت خمر است ( الْخمرُ اْثمٌ ، و كُلُّ اثْمٍ حَرامٌ ، فَالخمرُ حرامٌ ) .
سوم و چهارم - آيهء 90 و 91 سورهء مائده كه آخرين سوره از سورههاى قرآنى است كه در مدينه نازل شده « يَآ أَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ . إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَآءَ فِى الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَعَنِ الصَّلَاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ » .
در اين دو آيه به صراحت ، حرمت و رجاست و عمل شيطانى بودن خمر و قمار بيان شده و به برخى از ملاكات و علل حرمت آنها نيز اشاره شده . بااين بيان ، حرمت خمر از مكّه آغاز شده ، يعنى در مرحلهء انشاء ابلاغ شده و در اوايل هجرت ، حرمت آن در نزد اهل ادراك و كمال و اهل استنباط تمام گشته يعنى فعليّت يافته ، و در اواخر ايّام حيات پيامبر اسلام حكم صريح و روشن آن مورد تأكيد قرار گرفته است . و امّا آيهء 43 سورهء نساء « يَآ أَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنْتُمْ سُكَارَى حَتَّى تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ » در مقام بيان موانع و شرايط نماز است و اينكه حالت مستى ، مانع از صحت آن است يا حالت هشيارى شرط آن ، زيرا انسان مست ، تماميت و كمال آنچه را مىگويد نمىداند يا معناى عبارت عربى را با اين كه عرب زبان است نمىفهمد . پس آيه در مقام بيان حكم خمر و آثار آن نيست .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 233
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٣٣