از زادگاهشان - بدتر از كشتن است .
« وَ لَاتُقتِلُوهُمْ عِندَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ حَتَّى يُقتِلُوكُمْ فِيهِ فَإِن قتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ كَذَ لِكَ جَزَآءُ الْكفِرِينَ »
ادامه جنگ تا رفع فتنه
يعنى : و با آنان در نزد مسجدالحرام نجنگيد - در داخل مسجد يا در خارج آن در محدودهء حرم - تا آن كه آنان به جنگ با شما در اين مكانها آغاز كنند ، و اگر آنها در اين امكنه به جنگ با شما آغازيدند در همانجا آنها را بكشيد ، زيرا آنها حرمت حرم را هتك نمودند و كيفر كافران همين گونه است .
« فَإِنِ انتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ »
يعنى : پس اگر آنها باز ايستادند خداوند بسيار آمرزنده و مهربان است و آنها را مىبخشد . از اين كلام استفاده مىشود كه مراد از انتهاء و باز ايستادن ، توبهء از شرك است نه باز ايستادن از جنگ ، زيرا مشركان اگر هم از جنگ باز ايستند بايد آنها را تعقيب كرد . پس اين آيه نظير آيهء 38 سورهء انفال « إِن يَنْتَهُوا يُغْفَرْ لَهُمْ مَا قَدْ سَلَفَ » از ادلّهء « جَبّ » است ، يعنى اسلامآوردن مشرك - چه رسد به مطلق كافر - سبب غفران گناه و سقوط حقوق الهى گذشته از اوست . و تفصيل اين مسأله در فقه است .
وَ قاتِلُوهُمْ حَتّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ لِلّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلا عُدْوانَ إِلّا عَلَى الظّالِمينَ ( 193 )
تفسير :
« وَقتِلُوهُمْ حَتَّى لَاتَكُونَ فِتْنَةٌ »
مرجع ضمير منصوب « قاتلوهم » مشركين است . و مراد از فتنه شرك است كه دين مشركان بود و مردم مكه و اطرافش بدان معتقد بودند و بهسوى آن دعوت مىكردند و برخى را هم به اكراه به تسليم و پرستش بتها وامىداشتند . مىفرمايد : بر شما مسلمين واجب است كه با آنها بجنگيد تا آنگاه كه در آن محيط شركى باقى نماند و مشركان يا نابود شوند و يا اسلام آورند .
« وَيَكُونَ الدّينُ لِلَّهِ »
يعنى : و دين ، تنها از آنِ خدا باشد . دين مورد اعتقاد و عمل مردم از آنِ خدا باشد و دينى باشد كه خداوند به وسيلهء انبياء به مردم ابلاغ كرده و در كتابهاى آسمانى در طول تاريخ به جامعهء بشرى