مجموعهء عمل عبادى معروف . اعتمار : زيارت كردن ، و مجموع عمل مركب از چند جزء . جُناح : گناه . تطوُّع : انجام اطاعت ، كار مستحب . فانّ اللّه شاكر به تقديرِ « فهو مُجازٌ بِعَمَله لِأنّ اللّهَ شاكر » .
تفسير :
تشكر خدا از سعى صفا و مرو
« إِنَّ الصَّفَا وَ الْمَرْوَةَ مِن شَعَآئِرِ اللَّهِ »
يعنى : بىترديد دو كوه صفا و مروه از نشانههاى خداست ؛ يعنى نشانهء عبادت و جايگاه پرستش اوست ، مانند حِجْر و مقام و مِنى و مشعر و عرفات ، زيرا در فاصلهء ميان اين دو كوه ، عمل عبادى « سعى » انجام مىگيرد .
« فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِمَا »
يعنى : پس كسى كه مىخواهد خانهء خدا را زيارت كند و اعمال حج يا عمره انجام دهد بر او گناهى نيست كه ميان آن دو چرخ زند ؛ يعنى عمل خاص « سعى » را بهجا آورد ؛ از صفا شروع كند و هفت بار ميان صفا و مروه دور زند و در مروه خاتمه دهد .
بدان كه از ظاهر اين آيهء شريفه نه استفادهء وجوب سعى براى حج و عمره مىشود و نه جزئيت آن ، در حالى كه سعى از اجزاى واجب نفسى و شرطى همهء اقسام واجب و مستحب حج و عمره است ؛ لكن مراد از آيه وجوب سعى است و تعبير « گناه ندارد » به لحاظ آن است كه مسلمين آن روز قريبالعهد به زمان شرك بودند و كفار چون به حج مىآمدند بتى در صفا و بتى در مروه نصب مىكردند و در هر شَوطى از سعى ، براى تبرك و تقرب ، دستى به آنها مىماليدند و در ميان عمل عبادى ، كار شركآميز مىكردند ؛ از اين رو در ذهن مسلمين حرمت اصل عمل سعى تداعى مىكرده است . در اين آيه بيان شد كه سابقهء وجود بت در اين دو مكان و حرمت سعى آنچنانىِ مشركان ، مانع از وجوب سعى شما و حسن و قبول عبادتتان نيست ، پس حتماً بايد طواف نماييد .
« وَ مَن تَطَوَّعَ خَيْرًا فَإِنَّ اللَّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ »
يعنى : و هركس داوطلبانه عمل خيرى انجام دهد - خواه طواف يا غير آن ، و يا آن كه هر كسى سعى بيشتر كند مانند طواف اضافه - پاداش عمل خود را خواهد گرفت ، زيرا خداوند سپاسگزار و داناست . يعنى مازاد را بىپاداش نمىگذارد و كمّ و كيف عمل و مقدار پاداش دنيوى و اخروى آن را مىداند .