تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
بودند حق مطلب را در اينجا ادا كرده‌اند و ادلّهء قطعى ، مانند حديث غدير و حديث ثقلين ، و ادّلهء قطعى ديگر اقامه كرده‌اند كه اهل دقّت و ايمان و انصاف و وجدان را شبهه‌اى در مسأله نمىماند . وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثابَةً لِلنّاسِ وَ أَمْنًا وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهيمَ مُصَلًّى وَ عَهِدْنا إِلى إِبْراهيمَ وَ إِسْماعيلَ أَنْ طَهِّرا بَيْتِيَ لِلطّائِفينَ وَ الْعاكِفينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ ( 125 ) لغت و اعراب :

ابراهيم و خانه تكانى كعبه

ثابَ زيدٌ - از باب نَصَر : عود كرد و برگشت . مثابة : مرجع و مجتمع مردم . اتَّخِذوا به تقدير قلنا است . مقام : سنگى است خاص كه ابراهيم پيامبر روى آن ايستاده ، كعبه را بنا مىكرد . طائف : چرخنده به دور يك چيز ، و طواف كنندهء دور كعبه به قصد عبادت . عَكَفَ على الشىء : ملازم و مواظب آن شد ، عاكف : مقيم و معتكف . رُكَّع : جمع راكع . سُجَّد : جمع ساجد . تفسير : « وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثَابَةً لِّلنَّاسِ وَ أَمْناً » يعنى : و ياد آوريد هنگامى را كه خانهء كعبه را مرجع و جايگاه رفت و بازگشت مردم جهان و موضعى امن براى آنها قرارداديم . مراد از جعل مثابة ، جعل تشريعى است كه به واسطهء دعوت مردم به حج و واجب كردن اعمال خاصّهء حج و عمره بر عده‌اى و مستحب كردن آنها براى همه ، و تشريع طواف مستحب و تعيين ثواب غيرمحصور براى نماز و عبادت در مسجدالحرام ، مرجعيت بيت و موقعيت آن را براى رفت و برگشت جهانيان محقّق نمود و اين جعل براى همهء مكلّفان اعم از مؤمن و كافر است . و مراد از جعلِ امنيت نيز جعل تشريعى است كه نشأت يافته از تحريم آزار هر انسان و حيوان اهلى و وحشى و حتّى بريدن درخت و كندن بوته است ، تا آن‌جا كه قاتلِ محكوم به قصاص هم اگر به بيت پناهنده شود بايد در امان باشد و براى اخراج او راه ديگرى بينديشند . و ظاهراً انشاى اين احكام فىالجمله از زمان آدم ابوالبشر و فرزندانش بوده و از زمان ابراهيم تأييد و تقويت و اضافه پيدا كرده ، و جزئيات عمل حج و عمره و شرايط مكلّفان ، در عصر پيامبر اسلام تحقق يافته است . « وَ اتَّخِذُوا مِن مَّقَامِ إِبْرَ هِيمَ مُصَلًّى »