لغت و اعراب :
قواعد : جمع قاعده ، پايههاى خانه و غيره . ربَّنا تقبّل به تقدير « قائلَيْن » يا « يقولان » .
ابراهيم و معمارى كعبه
تفسير :
« وَ إِذْ يَرْفَعُ إِبْرَ هِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَ إِسْمعِيلُ »
يعنى : به ياد آوريد زمانى را كه ابراهيم و فرزندش اسماعيل دو نفر پيامبر مرسل عظيمالشأن پايهها را از اين خانه كه خانهء خدا و خانهء مردم است بالا مىبردند ؛ مقدارى از سطح زمين را مىكندند و ديوارهاى آن را از سنگ و گل بنا مىنهادند . و گفته شده كه پايهها را بر اساس شالودهء اصلى آن كه به دست فرشتگان پيش از خلقت بشر براى عبادت آدم و اولادش پىريزى شده بود برمىافراشتند . و ممكن است مراد از بالا بردن پايههاى خانه اين باشد كه آن پدر و پسر مكانت و منزلت اين خانه را با اجراى مناسك آن در ميان عالميان بالا مىبردند .
« رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّآ إِنَّكَ أَنتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ »
دعاى ابراهيم
يعنى : و در حال اشتغال به بناى خانه يا انجام مناسك حج ، همواره به زبان قال يا به زبان حال مىگفتند : پروردگارا از ما بپذير . يعنى اين عمل عبادى - سياسى ، دينى و دنيوى ، فردى و اجتماعى و باقى در طول روزگار را قبول فرما ، زيرا تويى كه شنواى همهء صداها و دانا به ظاهر و باطن همهء اشيائى .
در حديث است كه چون خداوند به ابراهيم دستور داد به حج برود اسماعيل را نيز با خود برد تا او را در حرم ساكن كند . هر دو بر شتر سرخمويى سوار شدند و به حج رفتند و جز جبرئيل احدى همراه آنها و در سرزمين كعبه نبود . سال بعد نيز دستور رسيد به حج برود و كعبه را بسازد . ابراهيم به حج رفت و به اسماعيل خبر داد كه خدا دستور داده كعبه را بنا كنيم . در آن ايّام خانهء كعبه جز خرابهاى با ديوارهاى ريخته نبود و مردم به همان حال زيارت مىكردند . چون زمان حج گذشت و مردم محل را خالى كردند اسماعيل سنگهايى براى بنا در داخل خانه ريخت . و چون ديوارهاى كهنه را خراب كردند زير بناى كعبه را تخته سنگى سرخ فامِ يكپارچه يافتند و خدا دستور داد كعبه را روى آن سنگ بنا نهند . آنگاه فرشتگان به كمك آمدند ، آنها سنگ مىآوردند و پدر و فرزند بنا را بالا مىبردند تا ديوارها به حدود شش متر رسيد و دوتا درب از دو طرف بر آن قرار دادند كه