نشانهاى يقينآور همانند عصاى موسى و يد بيضا نمىآيد ؟ !
« كَذَ لِكَ قَالَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِم مِّثْلَ قَوْلِهِمْ تَشبَهَتْ قُلُوبُهُمْ »
يعنى : كسانى از اهل كتاب كه پيش از اينها بودند - مانند يهود عصر موسى - نيز مانند سخن آنان اينچنين گفتند ، زيرا آنها هم گفتند : خدا را آشكارا به ما نشان ده « أرنا اللَّه جهرة » [ نساء ، 153 ] .
دلهاى اينان - يعنى مشركان فعلى با يهود آن عصر - در جهل و نادانى و قساوت و عناد ، مشابه و همانند است .
« قَدْ بَيَّنَّا الْأَيتِ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ »
يعنى : بىترديد ما براى اهل يقين نشانهها را روشن كردهايم .
دربارهء اثبات توحيد خود و صدق نبوت پيامبر و حقّانيت دين و كتاب آسمانى او نشانههاى وافى و دلايل روشن و معجزات مُتْقن ، به تناسب حال بشر و كيفيت ارتباط خالق با مخلوق و در خورِ روابط واجب با ممكن ارائه كردهايم ، البته براى آنها كه اهل يقيناند و استعداد دانش اعتقادى دارند و اسير هوا و شرك و عناد نيستند . آرى همهء آنها را به دست فرستادهء خود روشن كردهايم و آن وجود پيامبر و حالات او و منطق و اخلاق و به ويژه قرآن اوست .
« إِنَّآ أَرْسَلْنكَ بِالْحَقّ بَشِيرًا وَ نَذِيرًا »
يعنى : اى پيامبر ، حقيقت اين است كه ما تو را به حق فرستادهايم - يعنى به جا و مطابق حكم عقل و مصالح جامعهء بشرى كه از روز بعثت تو تا انقراض نسل آنها موجود بوده و خواهند بود ، و نيز به اقتضاى نظام اتمّ جهان در بُعد معنوى آن - بدين منظور كه مژدهرسان راهيان راه حق و مستعدان طريق تقوا ، و بيمدهندهء منحرفان باشى .
« وَ لَاتُسْئَلُ عَنْ أَصْحبِ الْجَحِيمِ »
يعنى : و تو هرگز مسئول اين كفّار اهل آتش نيستى ؛ نه مسئول اجبار آنها بر ايمان و اعتقاد به اصول دين ، زيرا اجبار به اعتقاد محال است ؛ و نه مسئول اجبارشان به عمل و پياده كردن فروع دين ، زيرا آن از وظايف امامت است ؛ و نه مسئول كيفر دنيوى و عذاب اخروى آنها ، زيرا آن از شئون خداوندى است . آرى مسئول ابلاغ دعوت خود و اقامهء ادلّه و براهين و اتمامحجت بر آنها هستى كه آن را انجام دادهاى .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 133
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٣٣