و ممكن است مراد از « فأينما تولّوا » « فإلى أىّ مكان توجّهتم » باشد ، يعنى بهسوى هر مكانى از اين كرهء خاكى خود را متوجه كنيد خدا آنجاست و مورد رضاى خداست هر چند رو به كعبه نباشيد . پس اين آيه در مقام اعطاى توسعه است به كسانى كه از استقبال قبله معذورند ، نظير موارد اضطرار در نماز و ذبح حيوانات و دفن اموات و نيز در حالت اختيار در نمازهاى نافله در حال حركت .
« إِنَّ اللَّهَ وَ سِعٌ عَلِيمٌ »
يعنى : بىترديد خداوند داراى وسعت است ، وسعت وجودى و توانى و علمى و ملكى و رحمتى نسبت به عالم هستى و همهء ذرّات آن ، پس در همه جا هست و همه جاى عالم قبله است ، و داراى علم است نسبت به حال بندگانش در دنيا و آخرت ، پس از نيت شما با خبر است و نماز شما را كه بهسوى غير قبله مىخوانيد مىپذيرد .
وَ قالُوا اتَّخَذَ اللّهُ وَلَدًا سُبْحانَهُ بَلْ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ كُلٌّ لَهُ قانِتُونَ ( 116 )
بَديعُ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ وَ إِذا قَضى أَمْرًا فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ ( 117 )
لغت و اعراب :
يهود و فرزندارى خدا
ولد : فرزند ، كه به صورت مفرد و اسم جمع استعمال مىشود . سبحان مصدر است به معناى تنزيه و تقديس ، و مفعول مطلقِ هر فعلى است كه به تناسب كلام در تقدير گرفته مىشود مانند اسَبّحُ و يُسَبّحُ ، و در اغلب به واسطهء كثرت اطلاق به معناى « خدا منزّه است » استعمال مىشود . قَنَتَ - از باب نَصَر : اطاعت نمود ، تواضع كرد ، قنوت نماز گرفت . بديع : آفرينندهء ابتكارى و بدون سابقه .
قَضى الشىءَ - از باب ضَرَب - : تمام كرد آن را ، محكم نمود آن را ، قضاء : اراده ، اتمام .
تفسير :
« وَ قَالُواْ اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا »
يعنى : يهود و نصارا و مشركان گفتند : خداوند ، فرزند يا فرزندانى براى خود اتخاذ كرده . زيرا يهود « عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ » [ توبه ، 30 ] و نصارا « المَسيحُ ابْنُ اللَّهِ » [ توبه ، 30 ] گفتند و مشركان هم فرشتگان را دختران خدا ناميدند .