گفته شده كه مبدأ ظهور اين ادّعا در ميان بشر روشن نيست چنان كه معلوم نيست كه چگونه بدين اعتقاد ناروا معتقد شدهاند ، آيا در آغاز به عنوان تشريف نسبت داده و بعداً جدى شده است ، يا آن كه مىگويند نخست خداوند براى خود همسرى آفريده و ازدواج و ارتباطى تحقّق يافته تا اين افراد مورد بحث به وجود آمدهاند و يا آن كه خداوند آنها را به عنوان خدايان مخلوقالساعه ايجاد نموده است ؟ و آيا اينان هم كه ولد خدايند واجب الوجود و متّصف به صفات اويند و يا ممكن الوجود و فرزند واجب الوجودند ؟ به هر حال تصور گفتارشان غير معقول است تا چه رسد به تحقّق خارجى آن .
« سُبْحنَهُ »
يعنى : منزّه و مبرّاست خداوند از اينكه براى خود فرزندى اتخاذ نمايد ، زيرا او از هر نقص و نيازى مبرّاست و ذاتى اتمّ و اكمل به تمام معنا است و از تجسّم و تعدّد و همانند و همسر و روابط جنسى و نياز به اولاد منزه است .
« بَل لَّهُ مَا فِى السَّموَ تِ وَ الْأَرْضِ »
يعنى : نه تنها او را نيازى به آن افراد نيست بلكه آنچه در آسمانها و زمين است كه آن افراد نيز از اين جملهاند از آنِ او و ملك حقيقى اوست ، چرا كه آفرينش همه و حفظ و تدبير و اداره و نابودى همه به دست اوست .
« كُلٌّ لَّهُ قنِتُونَ »
يعنى : همهء آنچه در آسمانها و زمين است علاوه بر خود آنها ، براى او و در برابر قدرت و عظمت و سلطنت و هيبت او ذليل و خاضع و متواضعاند ، پس او را چه نيازى به فرزند است ؟ و چرا خصوص اين افراد را از ميان اين همه موجودات به فرزندى انتخاب نموده است ؟ !
« بَدِيعُ السَّموَ تِ وَ الْأَرْضِ »
يعنى : خداوند آفرينندهء ابتكارى آسمانها و زمين است . نه كسى چنين دستگاهى پيش از خدا ايجاد كرده بود تا خدا از او تقليد يا استفاده كند ، و نه خود پيش از اين ، يك بار ديگر آن را خلق كرده بوده تا سبب پختگى در كار خود باشد .
« وَإِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ »
يعنى : توهّم نشود كه آفريدن آسمانهاى باعظمت و زمين پهناور براى خدا سخت بوده يا مدت
تفسير روان (فارسى) — صفحة 131
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٣١