نمايد ؟ چه در خرابى ساختمان آنها و چه در زوال رونق آنها و تعطيل اجتماعات و اقامهء شعائر دينى در آنها به وسيلهء ترساندن مردم يا ايجاد بىرغبتى از حضور . و اين عمل ظالمانه كه در واقع يكى از بزرگترين نوع محاربه با خداوند است در طول تاريخ ، مصاديق زيادى از بزرگ و كوچك داشته ، مانند عمل روميان كه پس از هفتاد سال از عروج مسيح ، به بيتالمقدس حمله بردند ، مردم را بيرون كردند و آن را به گونهاى ويران كردند كه سنگى بر روى سنگى نماند ؛ و نظير كار بختنصّر كه او نيز در نوبت ديگرى مردم را از آنجا بيرون كرد و آنجا را خراب نمود ؛ و مشركان مكه كه در سال حديبيه پيامبر و يارانش را از مسجدالحرام جلوگيرى كردند ؛ و مسجد بابرى در هندوستان كه هندوها خراب كردند ؛ و مساجد مسلمين در شوروى سابق كه از ابتداى رواج كمونيستى همهء مساجد يك كشور پهناور را تصرّف كردند ، برخى را خراب و برخى را تبديل به انبارهاى كاه كردند و قريب هفتاد سال بر اين منوال گذشت .
« أُوْلئِكَ مَا كَانَ لَهُمْ أَن يَدْخُلُوهَآ إِلَّا خَآئِفِينَ »
يعنى : در حالى كه مقتضاى فطرت انسانى اين ستمكاران و توحيد فطريشان اين بود كه به جاى تخريب خانهء خدا تسليم او شوند و در آن مساجد جز با تواضع و ترس و بيم از خداوند وارد نشوند .
و ممكن است مراد از آيه اين باشد كه ستمگران به اين مساجد پس از اين خيانتها داخل مساجد خدا نخواهند شد جز با ترس و بيم از مسلمين .
« لَهُمْ فِى الدُّنْيَا خِزْىٌ وَ لَهُمْ فِى الْأَخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ »
يعنى : آنها را در دنيا ذلت و رسوايى است و در آخرت براى آنها عذابى بزرگ است .
« وَلِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ »
يعنى : و جانب مشرق اين زمين و مغرب آن نسبت به هر انسانى در هر نقطهاى از آن ، ملك خدا و از آنِ اوست و خداوند بر همهء اجزاى آن مانند ساير اجزاى عالم هستى احاطهء ملكى دارد ، چنان كه احاطهء وجودى و توانى و علمى دارد .
« فَأَيْنَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ »
يعنى : پس در هر جايى از مشرق و مغرب اين كرهء خاكى كه خود را يا صورت خود را بهسوى قبله كنيد ، رضاى خدا در آن بوده و عبادتتان قبول است ، پس باكى نيست كه از مساجد خاصّى ممنوع شديد .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 129
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٢٩