گرفت و اسير را آزاد نمود . و هو محرّم « هو » ضمير شأن است و اخراجهم آن را تفسير مىكند ، به تقدير « و اخراجهم محرّم » .
تفسير :
« وَ إِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ لَاتَسْفِكُونَ دِمَآءَكُمْ وَ لَاتُخْرِجُونَ أَنْفُسَكُمْ مِّن دِيَارِكُمْ »
يعنى : و بهياد آوريد اى بنىاسرائيل هنگامى را كه از همهء شما طايفهء يهود پيمان مؤكّد گرفتيم ، يعنى پيمان اتحاد و ائتلاف و عدم تجاوز به حقوق يكديگر ، و مفاد پيمان اين بود كه خون همديگر را به ناحق مريزيد و خودتان را - يعنى يكديگر را - از خانههاى خود به سبب اختلاف و عداوت و دشمنىهاى شخصى و قبيلهاى بيرون نكنيد . خطاب آيه به يهود عصر قرآن است به لحاظ وقوع اين حوادث در ميان گذشتگان آنها طبق عادت جاريه كه حوادث واقعه در برخى از اعضاى عرضى يا طولى قبيله را به همهء آنها نسبت مىدهند .
« ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَ أَنتُمْ تَشْهَدُونَ »
يعنى : سپس شما به پيمانتان به عنوان تأكيد و پذيرش اعتراف كرديد و گواهى داديد .
گذشتگانتان پس از تحقّق پيمان ، اقرار كردند و شما الآن به پيمان آنها اقرار مىكنيد و گواهى مىدهيد .
« ثُمَّ أَنتُمْ هؤُلَآءِ تَقْتُلُونَ أَنفُسَكُمْ وَ تُخْرِجُونَ فَرِيقاً مِّنكُمْ مِّن دِيَارِهِمْ »
در عصر نزول اين آيات طايفهء بنىقُرَيْظه و بنىنَضير يهودى بودند و طايفهء اوْس و خزرج مشرك ، و بنىقريظه همپيمان جنگى اوس ، و بنىنضير همپيمان جنگى خزرج بودند و چون اوس و خزرج باهم مىجنگيدند همپيمان هر يك به كمك او مىشتافت و او را در كشتن و جلاى وطن دشمن يارى مىداد ، و در نتيجه يهودان قريظه و نضير هم يكديگر را مىكشتند و از سرزمينشان بيرون مىكردند ، ولى هر دو طايفه در هرجا اسير جنگى يهودى مىديدند هر چند از طايفهء ديگر ، به حكم تورات فديهء او را مىدادند و او را آزاد مىنمودند . دربارهء اين حادثه آيه مىگويد : سپس اين شماييد كه يكديگر را مىكُشيد و گروهى از خودتان را از ديار و سرزمينشان بيرون مىكنيد ،
« تَظَاهَرُونَ عَلَيْهِم بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوَانِ »
يعنى : در حالى كه در اين كار يكديگر را به گناه و تعدّى بر ضد آنها يارى مىدهيد ، چه آنكه اگر مثلًا اوس بر خزرج پيروز شد قريظه نيز در اين بين از بنىنضير مىكشد و آنها را از وطنشان بيرون مىكند و احياناً از آنها اسير مىگيرد .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 104
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٠٤