داشت جز روزهايى معدود ، كه گفتهاند تنها چهل روز به شمار روزهايى كه بنىاسرائيل در عهد موسى گوساله پرستيدند . و برخى گفتهاند تنها هفت روز به لحاظ آن كه عمر دنيا هفت هزار سال است ، و يهود به سزاى گناهان هر هزار سالى يك روز كيفر مىشود .
« قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِندَ اللَّهِ عَهْدَاً فَلَن يُخْلِفَ اللَّهُ عَهْدَهُ »
يعنى : به آنان بگو : آيا در نزد خداوند پيمان محكمى با او بستيد و خاطرجمع شديد ؟ كه اگر چنين است هرگز خداوند خلف وعده نمىكند ،
« أَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ مَا لَاتَعْلَمُونَ »
و يا آن كه مطلبى را كه نمىدانيد به خدا نسبت مىدهيد ؟ يعنى يقيناً چنين است و شما گناه افتراى بر خدا داريد .
« بَلَى مَن كَسَبَ سَيِّئَةً وَ أَحَاطَتْ بِهِ خَطِيئَتُهُ فَأُوْلئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ »
« بلى » جواب از ادعاهاى آنها در صدر آيهء قبل است ، يعنى آن ادعاها باطل است ، و معناى آيه چنين است : آنان گفتند عذاب جهنم به ما نمىرسد ، پاسخ آن است كه چرا عذاب به آنها مىرسد ، زيرا هركس گناهى كرد و گناه او بر وى احاطه نمود - يعنى زبان و جوارح و وجودشان را فرا گرفت - آنها اصحاب آتشند و آنان در آنجا ابدى و جاودان اند .
مراد از سيّئه و خطيئه در اينجا گناه است و نمىتوان هر دو را به گناهان فرعى حمل كرد ، زيرا طبق ادلّهء ديگر كسى كه اصول عقايدش صحيح باشد گناهان فرعىاش هر چند بسيار باشد و بر او احاطه كند در جهنم خالد نخواهد بود ، چرا كه اصل ايمان مانع از خلود در آتش است . پس مراد اين است كه احاطهء گناهان فرعى سبب زوال اعتقاد گردد ، نظير آيهء 10 سورهء روم « ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِينَ أَسَآءُوا السُّوءى أَن كَذَّبُوا بَآيَاتِ اللَّهِ » و يا آن كه مراد از سيّئه ، گناه اعتقادى از قبيل كفر ، شرك و نفاق است و مراد از خطيئه گناه فرعى ، و معنى آيه اين است : كسى كه عقيدهاش فاسد و گناهانش بسيار است مخلّد در آتش است ، در مقابل آيهء بعد كه سخن از ايمان و عمل صالح مىگويد .
« وَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أُوْلئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ »
يعنى : و كسانى كه ايمان آوردند و عملهاى شايسته كردند ، آنها هستند كه ياران بهشتند و آنها در آنجا ابدى و جاويدانند .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 101
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٠١