تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطلاعات و تحقيقات در اسلام (فارسى) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
تفارقنا حتّى نذهب بك الى اميرالمؤمنين فنخبره خبرك فلم يكن باوشك ان جاء علىٌّ فاخبراه خبره قالا يا اميرالمؤمنين إنّه يرى رأي القوم قد عرفناه بذلك فقال : ما يحلّ لنا قتله و لكنّا نحبسه فقال عديّ بن حاتم يا اميرالمؤمنين ادفعه الىّ و انا أضمن أن لا يأتيك من قبله مكروهٌ فدفعه اليه . يعنى : از محل بن خليفه روايت شده : مردى از آنان ، از طايفه بنى سدوس ، به نام « غيراربن اخنس » كه عقيده خوارج را در سر مىپروراند قصد ملحق شدن به آنها را داشت ، در پشت مدائن به عدى بن حاتم كه اسودبن قيس و اسودبن يزيد مرادى همراه او بودند برخورد ، « غيرار » به عدى گفت : آيا به سلامت و همراه با غنيمت آمده‌ايد يا در حالى كه ستمكار و كينه كار هستيد ؟ عدى گفت : بلكه به سلامت و همراه غنيمت آمده‌ايم ، دو مرد مرادى به غيرار گفتند : تو اين حرف را بر زبان نياوردى مگر به علت شرى كه در دل خود پنهان مىدارى و ما مىدانيم كه تو به عقيده خوارج هستى و تو را رها نمىكنيم تا پيش اميرالمؤمنين عليه السلام ببريم و موضوع را به اطلاع وى برسانيم . طولى نكشيد كه اميرالمؤمنين عليه السلام سر رسيد و آنان موضوع را به اطلاع آن حضرت رسانده و گفتند : يا اميرالمؤمنين اين مرد عقيده خوارج را دارد اين موضوع براى ما ثابت شده است ، حضرت فرمود : كشتن او براى ما جايز نيست ولى او را زندانى مىكنيم . عدى بن حاتم گفت : يا اميرالمؤمنين او را به من بسپار كه از جانب وى صدمه‌اى به تو نمىرسد و آن حضرت او را در اختيار عدى قرار داد . 7 - عن ابي عبد اللَّه عليه السلام قال : إنّ النبى صلى الله عليه و آله و سلم كان يحبس في تهمة الدم ستة ايام فان جاء اولياء المقتول بثبتٍ و الا خلّى سبيله . « 1 » يعنى : از امام صادق عليه السلام روايت شده كه فرمودند : پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم كسى را كه متهم به قتل بود ، شش روز زندانى مىكردند ، تا اولياء مقتول ، دليل و شاهدى بياورند والّا آزادش مىكرد . 8 - إنّ النبيّ صلى الله عليه و آله و سلم حبس رجلًا فى تهمةٍ . « 2 » يعنى : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مردى را كه متهم بود زندانى كرد . 9 - الحسين بن محمد عن معلّى بن محمد و على بن ابراهيم عن أبيه جميعا عن جعفربن محمد الاشعرى عن عبد اللَّه بن ميمون القداح عن ابى عبد اللَّه عن ابيه عن آبائه عليهم السلام قال :
هامش
( 1 ) - وسائل ، ج 19 ، ص 121 به نقل از تهذيب و فروع كافى . ( 2 ) - سنن ابى داود ، ج 3 ، ص 314 ؛ نسائى ، ج 8 ، ص 67 ؛ در عون المعبود گفته : « قال المنذرى و اخرجه الترمذى و النسائى » ؛ تراتيب ادارية ، ج 1 ، ص 254 ، 294 ، 296 از ابى داود و نسائى و عبد الرزاق ؛ ترمذى ، ج 4 ، ص 28 كتاب ديات ؛ نسائى ، ج 8 ، ص 67 كتاب قطع السارق ؛ مجمع الزوائد ، ج 4 ، ص 203 .