ما عاملى را براى كارى بفرستيم و او وقتى بازمى گردد مىگويد : اين مال تو و اين مال من است ، اين آدم چرا در خانه پدر و مادرش نمىنشيند تا ببيند آيا باز به او چيزى اهدا مىكنند يا نه ؟ .
در اينجا رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم او را مورد تهمت دانسته و حرف او را قبول نفرمودند و لازمهاش اين است كه يا بايد همه مال را به بيت المال تحويل دهد يا مدرك زندهاى براى ادعاى خود بياورد .
از بسيارى از نامههاى اميرالمؤمنين عليه السلام استفاده مىشود كه آن حضرت مخصوصاً در مورد كارمندان خود سختگير بوده و به گزارشها - ولو اينكه هنوز ثابت نشده بود - ترتيب اثر داده و آنها را احضار مىفرمود و تحقيق مىكرد ، اگر جرم ثابت نمىشد تبرئه مىگرديد و اين سختگيرى از نامههايى كه حضرت به عمّال و واليان شهرها نوشتهاند ظاهر است ، مثلًا به عده زيادى مىنويسد : بلغنى عنك يا مىنويسد رقى الىّ و در نامههايى كه به افراد زير نوشتهاند چنين آمده است :
در نامهء زياد : بلّغني رسولي عنك .
فرستاده من درباره تو چنين اطّلاع داد .
در نامهء زياد : رسولي اخبرني بعجبٍ .
فرستاده من قضيه شگفتى را برايم گزارش كرد .
در نامهء ابن عباس : قد بلغني عنك امرٌ .
درباره تو چيزى به اطّلاع من رسيد .
در نامهء نعمان : فإِنّه من استهان بالأمانة و رغب في الخيانة .
هركس امانت را سبك شمارد و به خيانت رو آورد .
در نامهء منذر : فيما رقي الىّ عنك .
در آنچه از شما به ما رسيده .
در نامهء مصقلة : بلغني عنك امرٌ .
در نامهء زياد : بلغني إنّك تبخّر و تكثر الادّهان .
به من اطلاع داده شده كه در استفاده از عطر و روغن زياده روى مىكنى .
در نامهء أشعث : إنّ عملك ليس لك بطعمةٍ .
بايد بدانى كه كار تو به عنوان طعمه برايت سپرده نشده است .
در نامهء ابن حنيف : فقد بلغني أنّ رجلًا من فتية اهل البصرة .
به آگاهى من رسيده كه مردى از جوانان اهل بصره . .
اطلاعات و تحقيقات در اسلام (فارسى) — صفحة 89
مساهمون: علي الأحمدي الميانجي
ص٨٩