تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطلاعات و تحقيقات در اسلام (فارسى) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
الدار و جاء الرجل فكلّمها فتبيّن منها ذلك فخلّى سبيلها و كانت تعجبه . « 1 » يعنى : امام باقر عليه السلام مىفرمايد : مردى به حضور حضرت على بن الحسين - عليهماالسلام - آمد و عرض كرد زن شيبانيه شما خارجى است و به على عليه السلام فحاشى مىكند و اگر به حرف من اعتماد نمىكنيد و مىخواهيد خود شاهد قضيه باشيد من كارى مىكنم كه خودتان بشنويد ( موافقيد ؟ ) حضرت فرمود : آرى ، عرض كرد شما هنگامى كه مىخواهيد از خانه بيرون برويد ، برگرديد و در گوشه‌اى مخفى شويد ، حضرت على بن الحسين - عليهماالسلام - روز بعد خود را در گوشه‌اى مخفى كرد و آن مرد آمد و با اين زن شيبانيه حرف زد و زن مثل هميشه به حضرت على عليه السلام هتاكى نمود و واقعيت روشن شد و حضرت او را رها كرد در حالى كه مورد توجه حضرت بود . در اين حديث ملاحظه مىكنيم كه حضرت آن مرد را از اين گزارش نهى نفرموده بلكه خواستند كه قضيه را روشن كند و حتى خود حضرت هم مخفى شده و به سخنان آن زن گوش كرده ، و در كارهاى او تجسس نمود . 5 - در قضيه افك شيخ بزرگوار مفيد - رضوان اللَّه عليه - نقل كرده‌اند كه على عليه السلام به پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم عرض كرد : النساء عليك كثيرةٌ سل عن الخبر بريرة خادمتها و ابحث سرّ خبرها منها فقال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم فتوّل انت يا عليّ ، فقطع لها خشباً من النخل و خلابها يسألها و يتهددّها و يرهبّها . « 2 » يعنى : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم دربارهء مسأله افك با حضرت على عليه السلام مشورت كرد . حضرت على عليه السلام جواب داد كه زن براى شما زياد است ( يعنى اگر خواستيد طلاق بدهيد اشكال ندارد ) و اين خبر را از بريره ، خادم او تحقيق كنيد تا سرّ خبر روشن شود ، رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند : يا على تو اين قضيه را رسيدگى و پيگيرى كن ، على عليه السلام چوبى از درخت خرما بريد و از بريره در خلوت بازجويى كرد و او را تهديد نمود تا واقع را همان طورى كه هست بيان كند . و در تاريخ آمده كه : اخذ علىٌّ عليه السلام من اتّهمه بالجاسوسيّة فأحلفه فحلف كاذباً فدعا عليه فعمي . « 3 »
هامش
( 1 ) - وسائل ، ج 4 ، ص 425 به نقل از كافى و تهذيب و استبصار . ( 2 ) - الجمل ، ص 82 و 220 . چون به حسب تحقيق علامه مفضال آقاى سيدجعفرمرتضى حديث افك در مورد عايشه دروغ است احتمال مىرود كه اين قضيه مربوط به مارية باشد ، رجوع شود به حديث افك تأليف آقاى سيدجعفر مرتضى ، ص 180 . ( 3 ) - ارشاد مفيد ، ص 166 .