تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطلاعات و تحقيقات در اسلام (فارسى) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
يعنى : على عليه السلام فردى را كه متهم به جاسوسى بود دستگير كرد و از او خواست ( تا نسبت به جاسوس نبودنش ) قسم بخورد . او قسم دروغ ياد كرد ، پس على عليه السلام دعا كرد و او كور شد . 6 - كان رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم إذا بعث جيشاً فاتّهم اميراً بعث معه من ثقاته من يتجسّس له خبره . « 1 » يعنى : رسول خدا هر وقت سپاهى را كه امير آن متهم بود ، روانه مىداشتند ، فردى از ثقات را كه مورد اطمينانشان بود با آنها مىفرستادند تا حالات او را زير نظر داشته باشد ( و به حضرت گزارش دهد ) . 7 - عن بريرة أنّ النبىّ صلى الله عليه و آله و سلم بعث سريةً و بعث معها رجلًا يكتب له . « 2 » يعنى : پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم گروهى را روانه نبرد كرد و با آنها مردى را فرستاد تا اخبار را خدمت حضرت بنويسد . اتهام امير و مريب بودن او سبب شد كه رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم يك نفر جاسوس همراه او بفرستد . 8 - وقتى نجاشى شاعر با ابوسمال در روز ماه رمضان ميگسارى كرده و در هنگام عصر كه در اثر شراب كاملًا مست شده بودند صداهايشان بلند شد ، ابوسمال همسايه‌اى داشت ، اين صداها را شنيده و حضور حضرت خبر آورد ، حضرت مأمورينى فرستاد و خانه ابوسمال را محاصره كردند ، ابوسمال فرار كرد و نجاشى گرفتار شد و حد شراب و تعزير را در حق او اجرا كردند . غرض اين است كه حضرت با گزارش يك نفر ، مأمور فرستاده و پس از تحقيق حد را اجرا نمود . « 3 » 9 - اميرالمؤمنين عليه السلام ، مقررى و عطاى ابن عمر و اسامه بن زيد و سعد بن ابى وقاص را قطع فرمودند و در جواب نامه ابن عمر نوشتند : شككت في حربنا فشككنا في عطائك . « 4 » يعنى : تو در جنگ همراه ما شك كردى و ما هم در عطاى تو شك نموديم . إنّ هذا المال لمن جاهد عليه . « 5 »
هامش
( 1 ) - وسائل ، ج 11 ، ص 44 ؛ ميزان الحكمة ، ج 3 ، ص 45 . ( 2 ) - تهذيب تاريخ ابن عساكر ، ج 6 ، ص 382 . ( 3 ) - ابن ابى الحديد ، ج 4 ، ص 88 . و دعائم الاسلام ، ج 1 ، ص 392 . ( 4 ) - نهج السعادة ، ج 4 ، ص 127 به نقل از دعائم الاسلام ، ج 1 ، ص 392 . ( 5 ) - تهذيب ابن عساكر ، ج 2 ، ص 402 ؛ غارات ثقفى ، ج 2 ، ص 577 ؛ بحار ، ج 100 ، ص 58 ؛ ج 5 ، طكمپانى ، ص 676 به نقل از غارات .
اطلاعات و تحقيقات در اسلام (فارسى) — صفحة 87 | علي الأحمدي الميانجي