الى مكّة فلم يحبسهما و كان يعمل المراقبة فى امرهما و لا يمضي على التهمة حتّى ينكشف الغطاء . « 1 »
يعنى : طلحه و زبير بعد از بيعت حرفهايى عليه حكومت مىزدند ، به گوش حضرت على ( ع ) رسيد آن دو را خواست ، انكار كردند اميرالمؤمنين عليه السلام درباره آنها تعجيل نفرمود . از آن حضرت اجازه براى عمره خواستند ، آنها را بازداشت نكرد ولى در كارشان مراقبت مىكرد ، و اتهامشان را قبول نكرد تا پرده از روى كارهاى آنها برداشته شد .
3 - توطئهء بسيار مخفيانهاى كه معاويه و طلحه و زبير مشتركاً عليه على عليه السلام چيده بودند و معاويه طى نامهاى اين دو نفر را تحريك و تشويق كرده بود كه به طرف بصره حركت كرده و آتش جنگ جمل را شعلهور سازند و على القاعده اين توطئه و ارسال نامه جزء اسرار بسيار مخفى بود ولى در عين حال به وسيله شبكه اطلاعاتى حكومتى و در اثر مراقبت خود على عليه السلام كشف گرديد و حضرت در خطبهاى كه در ذى قار بيان فرمودند پرده از اين توطئه و كارشكنى برداشتند : « 2 »
و لقد كان كتب اليهما من الشام كتاباً يخدعهما فيه فكتماه عنّي و خرجا يوهمان الطَّغام إنّهما يطلبان بدم عثمان . « 3 »
يعنى : معاويه طى نامهاى از شام براى ايشان - طلحه و زبير - فرستاده قصد فريب آنها را داشت كه مسأله را از من پنهان داشتند و بعد - از مدينه - بيرون رفته و به اوباش وانموده كه خون عثمان را از من مطالبه مىكنند .
4 - تحقيق و مراقبت كردن ، احتياج به تجسس در سخنان و كارهاى شخص متهم و مشكوك و حتى گاهى احتياج به كنترل تلفن يا نامههاى او دارد كه در اين صورت بايد همين كار را انجام داد ، به اين حديث توجه فرماييد :
عن محمد بن يحيى عن أحمد بن محمد عن ابن فضّال عن ابن بكير عن زرارة عن ابي جعفرٍ عليه السلام قال : دخل رجل على علىّ بن الحسين - عليهماالسلام - فقال : ان إمراتك الشيبانيّة خارجيّةٌ تشتم علياً عليه السلام فإِن سرّك أن أسمعك ذلك منها أسمعتك ؟ قال : نعم . قال : فإِذا كان حين تريد أن تخرج كما كنت تخرج فعد فاكمن في جانب الدّار ، قال : فلمّا كان من الغد كمن في جانب
هامش
( 1 ) - المعيار و الموازنة للاسكافى ، ص 25 و مفيد در جمل ، ص 233 نقل كرده كه حضرت چنين فرمود : واللَّه ما للعمرة تريدان و قد بلغنى امركما و امر صاحبتكما ، يعنى حتى تصميم عايشه نيز به حضرت رسيده بود و در « الجمل » ص 126 از خود طلحه ، طرح جنگ با على عليه السلام را كه با معاويه در ميان گذاشته بودند نقل مىكند .
( 2 ) - ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 231 .
( 3 ) - ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 310 از ابى مخنف .