مىانداختند و به عبارت ديگر مخالفين اميرالمؤمنين عليه السلام يعنى مخالفين حق كه به على ( ع ) و حكومتش اعتقاد نداشتند و در خلوت و جلوت با حيلهها و مسائل گوناگون عقيده مردم را سست كرده و در آنان تشكيك ايجاد مىكردند .
در دستورالعمل ديگرى از حضرت آمده است كه :
و أقم الناس على سننهم و دينهم و ليأمنك بريئهم و ليخفك مريبهم و تعاهد ثغورهم . « 1 »
يعنى : مردم را بر روش و دين خودشان به پاىدار ، بى گناهانشان بايد از تو در امان بوده و گنهكارانشان بترسند و از مرزها و گوشه و كنارهايشان بهطور احسن پاسدارى كن .
مردم را به طريقه و سنت و دينشان راهنمايى كن و بايد آنان كه بىگناهند از تو در امان باشند و حتماً اهل ريب از تو بترسند و مرزهاى مسلمانان را [ نيز ] وارسى كن .
و باز مىفرمايند :
اضْرِبُ بِالْمُقْبِلِ الَى الْحَقِّ الْمُدْبِرَ عَنْهُ وَ بالسّامع الْمُطيعِ الْعاصِىَ المُريبَ . « 2 »
يعنى : به وسيله كسانى كه به حق گرويدهاند با كسانى كه از آن روگردان شدهاند و همچنين به وسيله آنان كه گوش به فرمان حقّ و مطيع آن هستند با آنان كه عصيان ورزيده و گرفتار ترديد در حق شدهاند مىجنگم .
از اينكه حضرت ، مريب را در مقابل سامع مطيع ذكر فرموده مىفهميم كه مراد از مريب ، مخالفين بودند كه از دستورات حضرت امتناع مىورزيدند و مردم را نيز وادار به طغيان و ترديد و مخالفت مىكردند ، كما اينكه در دو نامه قبلى نيز مريب مقابل محسن آمده است به قرينه محسن احتمال مىرود مريب به معناى مسيىء باشد كه با عمل خود مردم را به ترديد و شك مىاندازد . مثلًا در رفتن به جبهه شبهه مىكنند و ديگران را نيز با تبليغ قولى يا عملى خود به ترديد و شك مىاندازند كما اينكه احتمال دارد كه محسن ( به قرينه مريب ) به معناى صاحب ايمان و يقين و مطيع باشد .
مراد از شدت چيست ؟
آيا متهم را به خاطر اتهام مىتوان كشت ، زندانى كرد و يا تعزير مالى يا جانى نمود ؟
جواب منفى است ؛ زيرا در اسلام پيش از ثبوت جرم ، نمىشود متهم را مجازات كرد .
يعنى اگر فرد مورد اتهام در صورت ثابت شدن جرم ، مستحق قتل ، زندان يا تعزير باشد ، جايز نيست به صرف اتهام و قبل از ثبوت اصل جرم ، مجازات شود . و ليكن بايد نسبت به
هامش
( 1 ) - غررالحكم ، ج 1 ، ص 122 .
( 2 ) - نهج البلاغه ، خطبه 6 .