الريب الشكّ و الظنّة و التهمة . . . « 1 »
يعنى : ريب عبارت است از شكّ و سوء ظنّ و تهمت .
مرحوم سيد در شرح دعاى چهارم فرموده :
الريب في الأصل مصدر قولك رابنى الشيىء إذا حصل فيك الريبة ( بالكسر ) و حقيقتها قلق النفس و إضطرابها ثمّ استعمل في معنى الشكّ مطلقاً أو مع تهمةٍ لأنّه تعلّق النفس و يزيل الطمأنينة . « 2 »
يعنى : ريب در اصل مصدر « رابنى الشىء » است موقعى كه در دل آدمى شك و ريبهاى پيدا شود ، معنى حقيقى آن اضطراب نفس و نگران شدن آن است كه بعداً در مفهوم شكّ بهطور مطلق و با شك توأم با تهمت به كار رفته است ؛ زيرا به نفس عارض مىشود و آرامش آن را از بين مىبرد .
از اين دو نامه استفاده مىشود كه حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام به قيس بن سعد بن عباده انصارى در مصر و حذيقة بن اليمان در مدائن دستور داده بودند كه با اشخاص مريب با شدت برخورد كنند و حسن ظن و حمل بر صحت را مراعات نكنند .
علامه بزرگوار مجلسى - رضوان اللَّه تعالى عليه - در شرح حديث :
إذا رايتم أهل الرّيب و البدع من بعدى فأظهروا البرائة منهم و أكثروا من سبّهم . « 3 »
يعنى : هنگامى كه پس از من اهل شك و بدعتها را ديديد از آنها دوريتان را آشكارا كنيد و آنها را زياد سبّ كنيد .
فرموده : گويا مراد از اهل ريب آنهايى هستند كه در دين شك كرده و مردم را نيز به شك اندازند . و گفته شده كه مراد از اهل ريب اشخاصى هستند كه بناى دين را روى ظن و وهم فاسد قرار دادهاند ، مانند علماى اهل خلاف و احتمال مىرود كه مراد ، اهل فسق و فجور باشند كه به فسق تظاهر مىكنند ؛ زيرا اينان با اعمال خود مردم را به شك و ترديد و ريب مىاندازند . « 4 »
خلاصه اهل ريب كسانى بودند كه نسبت به اهل دين يا رژيم حكومتى اميرالمؤمنين عليه السلام عقيده نداشته و مردم را با تبليغات سوء و يا با عمل خود به تشكيك
هامش
( 1 ) - لسان العرب ، ج 1 ، ص 422 رجوع شود به قاموس و اقرب الموارد .
( 2 ) - شرح صحيفه ، ص 102 .
( 3 ) - حديث در كافى ، ج 2 ، ص 375 به سند معتبر نقل شده است .
( 4 ) - بحار ، ج 74 ، ص 202 ؛ سفينة البحار ، ج 1 ، ص 63 در كلمه « بَدَع » .