تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطلاعات و تحقيقات در اسلام (فارسى) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
بالاتر از عريف است . . . اما مناكب اعوان عريفند و مفردش منكب است و بعضى اهل العربيه مىگفت : هو الامين الضامن على القوم . يعنى : نقيب امين و ضامن قوم خود مىباشد . سپس اقوال مفسرين را بدين نحو نقل كرده : قتاده گفته كه نقيب به معناى شاهد است و ربيع گفته : اينها امنا بودند كه فرستاده شده بودند از جبابره خبر بياورند . « 1 » مجمع البيان گفته : نقيب القوم كالكفيل و الضمين ، ينقب عن الأسرار و مكنون الأضمار . « 2 » يعنى : نقيب بر وزن كفيل و ضمين كسى است كه در پيرامون اسرار و مسائل نهفته در ضماير مردم به جستجو و كاوش مىپردازد . قرطبى مىگويد : اهل تأويل در كيفيت انتخاب و بعث نقبا اختلاف دارند . پس از اينكه اجماع كرده‌اند بر اينكه : إنّ النقيب كبير القوم القائم بامورهم الّذى ينقب عنها و عن مصالحهم فيها . « 3 » يعنى : نقيب بزرگ قوم و سرپرست امور آنهاست كه در امور مردم و مصالح آنان كاوش مىكند . يعنى نقيب ناميده شد به علت اينكه امور داخلى قوم خود را مىداند و مناقب آنها را عالم است و نقيب راه شناخت امور قبيله است . و در آخر مىگويد : اين آيه دلالت دارد بر حجيت خبر واحد در جايى كه شخص احتياج داشته باشد كه از احتياجات دينى و دنيوى مردم اطلاع پيدا كند و احكام را بر اين اطلاعات مرتب سازد و حلال و حرام را بر آن ارتباط دهد و نظير آن در اسلام در قضيه هوازن آمده است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : ارجعوا حتى يرفع عرفاؤكم امركم . « 4 » يعنى : شما برگرديد تا مسأله را عريفها و يا اميران شما گزارش كنند . در بيعت عقبهء ثانية پس از تمام شدن بيعت ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند : اخرجوا الىّ منكم اثنى عشر نقيباً يكفّلون عليكم بذلك . . . « 5 »
هامش
( 1 ) - طبرى ، ج 6 ، ص 95 - 96 . ( 2 ) - مجمع البيان ، ط اسلاميه ، ج 3 ، ص 170 ، 171 . ( 3 ) - ثعالبى در تفسير ، ج 1 ، ص 450 گفته : الاجماع على ان النقيب كبير القوم القائم بامورهم . ( 4 ) - تفسير قرطبى ، ج 6 ، ص 112 - 113 . ابن اثير در نهاية و لسان العرب هر دو در كلمه نقب گفته‌اند : النقباء جمع نقيب و هو كالعريف على القوم ، المقدم عليهم الذى يتعرف اخبارهم و ينقب عن احوالهم‌اى يفتش و كان النبى صلى الله عليه و آله و سلم جعل اليلة العقبة كل واحد من جماعة الذين بايعوه بها نقيبا على قومه و جماعته ليأخذوا عليهم الاسلام و يعرفوهم شرائطه . ( 5 ) - بحار ، ج 19 ، ص 13 به نقل از تفسير قمى .