تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطلاعات و تحقيقات در اسلام (فارسى) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
نظر ما و مىگويد : به اشخاصى كه ( از طرف سلطان ) رياست قبيله يا گروهى را به عهده داشت و احوال مردم را به پادشاه مىرسانيد « عريف » گفته مىشد ، پادشاهان عرفاء داشتند كه مانند عيون و جاسوس پادشاه بودند . و از بعضى اخبار نيز به دست مىآيد كه عرافت يك نوع رياست و زمامدارى و رتبه ( دولتى ) به حساب مىآمد و در كتب حديث آمده كه شيخى از شيوخ عرب مالك آب قصبه‌اى بود براى قبيله خود جايزه قرار داد كه اگر مسلمان شدند صد شتر ميان آنها تقسيم كند . آنها مسلمان شدند و آن شيخ نيز شترها را ميان آنها تقسيم كرد و بعد پشيمان شد ، و خواست شترها را برگرداند ، پسرش را فرستاد مدينه و به او گفت كه به حضرت صلى الله عليه و آله و سلم عرض كند پدرم شترهايى بين مردم تقسيم كرده و حالا مىخواهد پس بگيرد و همچنين پدرم پيرمرد و عريف اين آب است و از شما مىخواهد كه عرافت او را براى من قرار دهيد هنگامى كه پسر رسالت خود را ادا كرد حضرت فرمودند : اگر مىخواهد شترها را پس بگيرد يا پس نگيرد اختيار دارد . و قبيله او هم اگر مسلمان شدند اسلامشان به نفع خودشان است و اگر مسلمان نشدند جنگ در راه اسلام به سراغشان خواهد آمد . . . إنّ العرافة حقٌّ و لابّد للناس من عرفاء ولكّن العرفاء فى النار . « 1 » و در نقل وارد شده كه عريف همان نقيب و رتبه آن پايين‌تر از رئيس است و عريف قوم يعنى سيد قوم و عريف يعنى قيم و سيد ؛ زيرا او به سياست قوم آگاه است و كار پيروان خود را تدبير مىكند و نقيب را نيز چنين معنى كرده‌اند و گفته‌اند كه نقيب همان عريف است و نقيب يعنى شاهد بر قوم و ضامن آنها و برتر از آنها كه اخبار قوم را شناسايى و از حالاتشان كنجكاوى مىكند . « 2 » و عريف از اصطلاحات لشكرى نيز هست كه در تنظيم ارتش استعمال شود . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آنچه در ارتش بود تثبيت فرمود و بر هر ده نفر يك نفر عريف قرار داد . دكتر جواد على ، مؤلف كتاب ، تصور كرده كه عرافت در اسلام فقط در ارتش بود با اينكه ما مداركى ارائه داديم كه عكس آن را افاده مىكرد ، يعنى در ميان ارتش و قبيله‌ها و هر جا كه صلاح بود عريف نصب مىشد .

نقيب :

مدارك اسلامى از آيات و احاديث نشان مىدهد كه تعيين نقيب در اسلام پيش از هجرت معمول بوده بلكه به موجب آيه مباركه :
هامش
( 1 ) - لسان العرب و بلوغ الادب ، ما اين حديث را از سنن ابى داود نقل كرديم . ( 2 ) - لسان العرب : ن ق ب .