سال چنين تصميمى را در مورد همه قبايل اتخاذ كرده است .
عريف در روايات زيادى آمده است و ما ابتدا احاديث و آثار وارده را نقل كرده سپس دربارهء عريف بحث مىكنيم :
1 - عن عقبة بن بشير الاسدي قال دخلت على ابي جعفرٍ ( ع ) فقلت له : . . . إنّ قومي كان لهم عريفٌ فهلك فارادوا ان يعرفونى عليهم فماترى لي ؟ قال فقال ابوجعفرٍ عليه السلام : . . . و أمّا قولك : أنّ قومي كان لهم عريفٌ فهلك فارادوا أنْ يعرّفوني عليهم فإِن كنت تكره الجنّة و تبغضها فتعرّف على قومك يأخذ سلطانٌ جائرٌ بامرءٍ مسلمٍ يسفك دمه فتشركهم في دمه و عسى أن تنال من دنياهم شيئاً . « 1 »
يعنى : عقبة بن بشير مىگويد : حضور امام باقر - صلوات اللَّه عليه - رسيده عرض كردم . . .
قبيله من عريفى داشتند كه مرده و خواستند مرا عريف قرار بدهند شما چه صلاح مىدانيد ؟
ابوجعفر عليه السلام فرمودند : . . . اما اينكه گفتى قبيله من عريف داشتند مرده و مىخواهند مرا عريف قرار بدهند ، اگر بهشت را دوست نمىدارى و از آن بدت مىآيد عريف باش ، سلطان ظالم مرد مسلمانى را بگيرد و خونش را بريزد و تو شريك خون او باشى ! و شايد از دنياى آنها هم چيزى به تو نرسد .
معلوم مىشود كه عريف شدن از طرف جائر - كه به ناحق مردم را مىكشد - چنين گرفتارى را دارد و الا عريف شدن از سوى امام عادل و معصوم فى حد نفسه منعى ندارد .
و همچنين معلوم مىشود كه عريف ، مسؤول امور قبيله بوده و از طرف سلطان مديريت داشته و قهراً چنين پيش آمدهايى هم متوقع است .
2 - در حديث مناهى آمده :
قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم : من تولّى عرافة قومٍ اتى به يوم القيامة و يداه مغلولتان الى عنقه فإِنْ قام فيهم بامراللَّه عزّوجلّ اطلقه اللَّه و إن كان ظالماً هوى به في نار جهنم و بئس المصير . « 2 »
يعنى : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : هركس سمت كارگزارى گروهى را برعهده گيرد روز قيامت او را مىآورند در حالى كه دو دستش را از گردنش بستهاند پس اگر در ميان آنها مطابق دستورات
هامش
( 1 ) - رجال كشّى ، ص 203 ، 204 ، رقم 358 ؛ وسائل ، ج 11 ، ص 280 .
( 2 ) - كتاب من لا يحضرء الفقيه ط غفارى ، ج 4 ، ص 18 از جمله نوشتههاى رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم كه املا كرده و على عليه السلام نوشته است ؛ رجوع شود به روضة المتقين ، ج 9 ، ص 432 ، مرحوم مجلسى فرموده : طريقه اليه قوى لكن طريقه الى الحسين بن زيد حسن و الظاهر انه اخذه من كتابه علىاى حال فعند المصنف صحيح و شيخ - رحمه اللَّه تعالى - در مكاسب در ولايت جائر حديث را نقل فرموده ؛ اين روايت در بحار ، ج 76 ، ص 337 آمده است .